عبدالوارث بختیار
در حال حاضر، شاهراه سالنگ بهعنوان شریان حیاتی ترانزیت کشور، تنها مسیر ارتباطی میان نُه ولایت شمالی افغانستان با مرکز محسوب میشود. این مسیر نهتنها برای رفتوآمد مردم، بلکه برای انتقال کالاهای تجاری و تأمین مواد اولیهی زندگی باشندگان این نُه ولایت نقش اساسی را بازی میکند. بااینحال، در سالهای اخیر مشکلات جدی در کار این شاهراه پدید آمده است؛ آغاز اسفالت و ترمیمهای مکرر و مسدود شدن آن برای مقطعی ۴۰ روزه، شرایط دشوار زمستانی و بارش برف سنگین در زمستان امسال که موجب انسداد آن گردیده، زندگی میلیونها شهروند را با چالشهای جدی مواجه ساخته است. انسداد سالنگ پیآمدهای گستردهای بر اقتصاد و اجتماع داشته است؛ افزایش نرخ مواد غذایی، محدودیت در دسترسی به خدمات اولیه، دشواری در رفتوآمد عابران و خصوصا بیمارداران به مراکز صحی از جمله نتایج مستقیم این چالش است.
این وضعیت پرسشی بنیادین را در ذهن مردم ایجاد کرده است: راهحل این مشکل چیست و چرا تا کنون اقدام جدی برای رفع این چالش صورت نگرفته است؟ بیتوجهی و غفلت در قبال چنین موضوع حیاتی نهتنها نگرانیهای مردم را افزایش داده، بلکه اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مسئول در حکومتها را نیز خدشهدار ساخته است. در چنین شرایطی، یافتن یک بدیل منطقی و پایدار برای شاهراه سالنگ ضرورت انکارناپذیر است.
یکی از گزینههای مهم و عملی، ترمیم مسیر ۱۵۲ کیلومتری از پل دوشی تا دوآبی ششپل بامیان است که موسوم به دره شکاری میباشد. این مسیر از ولسوالیهای دوشی، تالهوبرفک، کهمرد، سیغان، غندک و شیبر میگذرد و در نهایت به دره غوربند و کوتل حاجیگک وصل میشود. این منطقه، با وجود ظرفیتهای طبیعی و موقعیت استراتژیک، از محرومترین نقاط کشور به شمار میرود؛ مردمان آن با کمبود شدید خدمات بهداشتی، آموزشی و فرصتهای شغلی مواجهاند و حتا نان کافی برای خانوادههایشان ندارند. محرومیت تاریخی این مناطق نتیجهی بیتوجهی حکومتهای گذشته و نبود برنامههای توسعهای مؤثر بوده است.
ترمیم و اسفالت سرک دوشی-بامیان نهتنها یک پروژهی زیربنایی، بلکه یک راهکار ملی برای پایان دادن به مشکلات مزمن سالنگها است و ارتباط میلیونها باشندهی نُه ولایت شمال کشور را در چهار فصل بدون وقفه با مرکز افغانستان تأمین میکند. برعلاوه، این شاهراه میتواند فشار ترافیکی را از سالنگ کاهش دهد که موجب تخریب سرکها، تونلها و اسفالتهای آن میگردد، همچنان زمینهی توسعهی اقتصادی و اجتماعی مناطق محروم را فراهم ساخته و در نهایت، به پویایی مردم آن در ابعاد مختلف اجتماعی و اقتصادی میانجامد. به این ترتیب، شاهراه بدیل سالنگ تنها یک جادهی جایگزین نیست، بلکه کلید گشایش درهای توسعه، عدالت اجتماعی و تقویت مردم در بعد اقتصادی نیز به شمار میرود.
در عقرب سال ۱۳۹۷ هجری شمسی، این سرک با تمویل بانک جهانی تحت پروژههای انکشافی دولت آن وقت افغانستان آغاز گردید که از یک مسیر تنها شش کیلومتر یک خط اسفالت گردید، اما با تغییر نظام همهی کارهای آن ناتمام ماند و شرکت قراردادی بهدلیل نبود طرف معامله (حکومت) این کار را در آغازین روزهای کارش متوقف و ترک کرد. با آنکه خوشبینیهای مردم در ادامهی کار آن توسط حکومت حاضر زیاد بود، اما به نظر میرسد چهار سال است که بازسازی این سرک اصلا به خاطر کسی خطور نمیکند. وضعیت فعلی این سرک به مخروبهای میماند که گویی از یاد همه رفته است.
در بحثی که میآید، پیرامون اهمیت ساختوساز سرک دره شکاری در دو بخش جداگانه، اهمیت اقتصادی و اهمیت اجتماعی آن، پرداخته خواهد شد.
اهمیت اقتصادی سرک بدیل سالنگ (دره شکاری)
۱- راهحل دوامدار برای شکستن محاصرهی زمستانی تجارت
وقتی برف سنگین بر فراز کوههای سالنگ میبارد یا ترمیمهای ضروری داخل تونلها و اسفالت بعضی از قطعات مخروبهی سرک روی دست گرفته میشود، این شاهراه حیاتی مسدود میگردد. این انسداد چرخ اقتصاد شمال افغانستان را عملا متأثر میسازد. نرخ انتقال کالاهای تجاری بالا میرود، نرخ قیمت مواد غذایی و غیرغذایی به اوج خود میرسد. دسترسی مردم به تنوعات غذای جمی و میوههای فصلی محدود میگردد. در صورت وجود بدیل مناسب، نهتنها در میزان نرخ و قیمت تغییری فزونی نمیآید، بلکه موجب کاهش قیمت مواد ضروری و اولیه میشود.
۲- رفع فشار از گلوگاه حملونقل کالاهای تجاری و جلوگیری از تخریب سالنگها
تونل سالنگ با محدودیتهای فنی و امنیتی جدی برای تردد وسایط نقلیه بزرگ و سنگین مواجه است و ظاهرا ظرفیت آن وفق تردد وسایط سبکوزن تیزرفتار میباشد. برعلاوه، این رطوبت مستمر دوفصلهی زمستانی و بهاری به مقاومت و استقامت سرکهای آن آسیب جدی میرساند که با گذر موترهای لاری سنگینوزن خسارات زیادی را متقبل میشود. داشتن یک بدیل مناسب مانند سرک دره شکاری نهتنها بر استقامت سالنگ در برابر تخریبها از اثر وزنههای ثقیل کمک میکند، بلکه سکتهی ترانزیت اموال و کالاهای تجاری را به صفر تقرب میدهد.
۳- ضمانت جریان چهار فصل تجارت و مهار تورم فصلی
قیمت یک کالای تجاری، بعد از انبار و کمیاب شدن (احتکار)، بلند میشود. بسته شدن موسمی سالنگ بارها شوک تورمی ایجاد کرده است؛ حتا در بعضی موارد کاسبان با استناد بر بسته بودن سالنگ به گرانفروشی مبادرت میورزند. این نوسانات در نرخ قیمت و دسترسی مردم به اقلام مورد نیازشان یکی از چالشهای مستمر نُه ولایت شمال کشور و میلیونها جمعیت باشندهی آن است. یک بدیل ساده و ترانزیت غیرمنقطع میتواند این حیلهی گرانفروشی و احتکار را خنثا کند و تجارت بدون وقفهی چهارفصله را تضمین نماید.
۴- احیای اقتصادی مناطق محروم در مسیر و توسعهی اقتصاد خانوادهها
در این مسیر، ولسوالیهای دوشی، تالهوبرفک، کهمرد، سیغان، غندک و شیبر واقع هستند. بهعنوان مثال، تالهوبرفک با داشتن ذخایر وافر از زغالسنگ و حصول درآمد بالغ بر ۳۰ میلیون افغانی در ماه به دولت حاکم، هیچ انکشاف را در هیچ زمینهای تجربه نکرده است و از فقیر به رتبهی فقیرتر تنزیل یافتهاند. فقر، محرومیت، عدم موجودیت فرصت شغلی و درآمدهای کوچک یومیه عواملی به عقبگرایی این مناطق محروم هستند. با ترانزیت از این مسیر، از محرومیت مردمان ولسوالی پنچگانه کاسته میشود و زمینهی فروش فرآوردههای زراعتی و حیوانیشان مهیا میگردد که این توانمندسازی یک سنگ از ثقل فقر افغانستان را میتواند بردارد.
اهمیت اجتماعی سرک دره شکاری، بدیل سالنگ؛ پل برای زندگی و امید
در حالی که ابعاد اقتصادی سرک بدیل سالنگ اغلب برجسته میشود، اهمیت اجتماعی این شاهراه ناتمام، عمیقتر و فراتر از اعداد و ارقام است. این جاده تنها برای عبور موترهای لاری نیست، بلکه راهی است برای عبور امدادهای فوری به بیماران، فراهم کردن فرصت برای دانشآموزان و دانشجویان برای رفتن به مراکز تحصیلی و دانشگاهی بهتر و عبور از محرومیت به تمدن. اسفالت این سرک میتواند محرومیتها را زدوده و امید برای ادامهی حیات را در اذهان باشندگان یک منطقهی بزرگ کشور زنده نگه دارد.
۱- نجات جانها و پایان انزوای درمانی و صحی
در وضعیت کنونی، دسترسی به خدمات درمانی اساسی برای باشندگان مناطق دورافتادهای مانند تالهوبرفک، کهمرد، سیغان و غندک یک چالش مرگ و زندگی است. مسیر واصلهی این سرکها تا مراکز صحی بالغ بر شش ساعت سرک خامه است. در صورت موارد عاجل مانند زایمان مادران، سکته، حادثهی ترافیکی و غیره، یک حادثه و بیماری به یک فاجعه و مرگ مبدل میشود. مردمان این محلات بارها شاهد فوت بیماران قلبی، جراحت و زایمانهای پیچیده بودهاند. این محرومیت از حادترین چالشهای موجودهی این مناطق است که نگرانی صدها هزار خانوار این مسیر را تشکیل میدهد. با اسفالت سرک، مسیر کوتاهتر گردیده و نگرانی مردم از این ناحیه بهصورت اساسی رفع میگردد.
از بعد عدالت اجتماعی، اگر به این قضیه نگاه شود، مدت ۲۴ سال میشود که همه جای افغانستان انکشاف کرده است. بسیاری از مناطق حداقل یک سرک مواصلاتی تا مراکز درمانی و بازار مربوطه دارند؛ اما این مناطق مورد بحث ما در مسیر یادشده تا این دم در محرومیت بهسر میبرند.
۲- راهگشای عدالت و فرصت در امتداد ۱۵۲ کیلومتر
از ابتدای این سرک الی انتهای آن ۱۵۲ کیلومتر (دوشی-بامیان)، بالغ بر یک میلیون انسان زندگی میکنند. اعمار و اسفالت این سرک تنها یک مسیر ترانزیتی نیست؛ این جاده، خط حیات برای جوامعی است که دههها در حصار کوهها و درهها از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم ماندهاند. نبود این شاهراه، محرومیتی چندلایه را بر مردم منطقه تحمیل کرده است؛ محرومیتی که با تکمیل آن نهتنها میتواند پایان یابد، بلکه باشندگان آن به فرصتهای شغلی پایدار دست مییابند.
۳- عدالت آموزشی و شکستن حصار محرومیت علمی
محرومیت آموزشی در این مناطق عمیق و چندبعدی است. بسیاری از جوانان بهدلیل دوری مسیر، از تعلیم و تحصیل بازمیمانند، بهویژه دختران که با محدودیتهای بیشتری مواجه است. دختران این مناطق ۹۹ درصد بیسواد اند و کمبود امکانات و دشواری دسترسی، مانند نبودن مراکز آموزشی علوم دینی، اجتماعی و علوم پزشکی و غیره برای دختران و نبود استادان همنوع آنان به محرومیت این مردمان افزوده است. متأسفانه خانوادههای بیسواد اولادهای بیسواد به دنیا میآورند که بار جهل و بیدانشی آن را افغانستان در درازمدت میکشد. با توجه به این مشکل و هموار بودن راههای مواصلاتی، امکان جذب استادان خبره از ساحات همجوار ممکن و میسر است تا بر مجال شکوفایی و ترقی علم و معرفت در این مناطق بیفزاید.
۴- رونق گردشگری و تبدیل طبیعت بکر به فرصت شغلی
این مسیر به امتداد ۱۵۲ کیلومتر، یکی از زیباترین و دستنخوردهترین مسیرهای طبیعی افغانستان را در خود جای داده است. درههای عمیق با آبهای خروشان، رودخانههای مملو از ماهیهای خالدار، دشتهای پر از گلهای رنگارنگ، بهار چشمنواز و قلههای سر به فلک کشیده، پتانسیل عظیمی برای گردشگری طبیعی را در خود دارند. جاذبههای منحصربهفردی مانند سرچشمهی دریای سرخاب (مشهور به دریای قندوز) که از دره آجر کهمرد میریزد، حوض سبزک اشرف ذخیرهی یخچال طبیعی، بلندای آبشار آبپر غندک، دریای مرغوب پاجمان و مرق، محلهی تاریخی کورکها که هزاران سال قدمت دارد، کوههای جنگیزک و سرخ کمری که بهگونهای اعجازآسا تراش و زیور یافتهاند، میتوانند توجه گردشگران داخلی و خارجی را جلب کنند. همه فقط وقتی ممکن است که مسیر درست برای رفتوآمد در این مناطق موجود باشد، که در امتداد آن فرصت خلق مشاغل در بخش گردشگری نصیب باشندگان خواهد شد. اسفالت این سرک، درها را بهروی صنعت گردشگری میگشاید که مستقیما برای مردم محلی اشتغالزایی میکند.
سرمایهگذاری بر روی عدالت و آینده
اسفالت سرک بدیل سالنگ مسیر دره شکاری-تالهوبرفک، سرمایهگذاری بر روی عدالت جغرافیایی و کرامت انسانی است. این پروژه، حق دسترسی به خدمات صحی و آموزشی را برای بیش از یک میلیون شهروند افغانستان تأمین میکند و همزمان، با خلق فرصتهای شغلی در گردشگری، چرخهی فقر را میشکند. این جاده، پلی است بین محرومیت دیروز و توسعهی فردا؛ عدم ساخت آن، ادامهی بیعدالتی است و تکمیل آن، گام بلندی بهسوی عدالت اجتماعی محسوب خواهد شد. از سوی دیگر، اسفالت این سرک از سرمایهی ملی سالنگ حفاظت میکند و با کاهش فشار ترانزیت بر شاهراه سالنگ از تخریب آن جلوگیری میکند. همچنان، وجود راه بدیل به سالنگ، نبض چرخهی حیات اقتصاد نُه ولایت شمال کشور را بهگونهی نرمال و عادی حفظ کرده و موجب ایجاد سهولتهای ترانزیتی، کنترل دائمی تورم و قیمت کالاهای مورد نیاز میلیونها انسان میشود. جاگذاری پروژهی سرک دره شکاری در بودجههای انکشاف ملی فرصت انکشاف و ترقی کشور را در ابعاد مختلف هموارتر ساخته و به محرومیت میلیونها انسان باشندهی جوار آن نقطه پایان میگذارد.