در افغانستان، حداقل برای نیمقرن از خاطر کسی هم نمیگذشت که بهنام شخص حاکم در رأس قدرت خطبه خوانده شود. در پادشاهیهای گذشته در افغانستان خطبه خواندن بهنام حاکم همزمان به حاکم هم مشروعیت سیاسی میبخشید و هم از نظر دینی او را در موقعیتی پرسشناپذیر قرار میداد. چرا که این خطبهها سوال «چهکسی باید حاکم باشد؟» را از ذهنها دور میکرد. در اندیشهی فقهی-سیاسی رایج در میان اکثر مسلمانان ایستادن در برابر حاکم یا خلیفه (حتا خلیفهی جائر) روا نبود. اما این سنت در نیمقرن اخیر شدیدا زیر سؤال رفت و برافتاد.
اکنون، رهبر طالبان، میکوشد با اجباری کردن خطبه بهنام خود به «رعایا»ی خود بگوید که خلافت یا امارت سنتی غیرپاسخگو دوباره برقرار شده است و مردم باید تمام تلاشی را که در نیمقرن گذشته برای عبور از این رویکرد کرده بودند، فراموش کنند. اکنون عبارت «اميرالمؤمنين المجاهد الشيخ هِبَةُالله، حفظهُ اللهُ ورعاه» بخشی حتمی از خطبههای نماز جمعه است که بهگونهی اجباری در تمام نمازهای جمعه در سراسر افغانستان خوانده میشود. افزون بر اینکه خطبه بهنام ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر این گروه، در تمام خطبهها خوانده میشود، محتوای این خطبهها نیز توسط وزارت حج و اوقاف حکومت طالبان تعیین و به تمامی خطیبان مساجد در سراسر افغانستان فرستاده میشود.
وزارت حج و اوقاف حکومت طالبان، با استفاده از گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی، محتوای خطبهها را از طریق گروههای واتساپ به خطیبان مساجد ارسال میکند. این محتوا باید در تمام مساجد افغانستان در روزهای جمعه بهصورت واحد خوانده شود؛ رویکردی که نشان میدهد حکومت طالبان توانسته است کنترل شدیدتری بر محتوای خطبههای نماز جمعه اعمال کند و از این تریبون برای پیشبرد اهداف سیاسی و ایدئولوژیک خود و نیز برای واداشتن شهروندان به پیروی از رهبر طالبان، فرمانها و دستورهای او و کلیت حکومت طالبان بهره ببرد.
یکدستسازی محتوای خطبههای نماز جمعه، تلاشی برای حذف هرگونه صدای متفاوت در فضای دینی است. بهباور ناظران، طالبان با تعیین موضوع واحد و ارسال متن آماده، امکان طرح مسائل مرتبط با مردم، از جمله وضعیت اقتصادی، فقر، بیکاری یا محدودیتهای اجتماعی را از خطیبان سلب کرده است. در نتیجه، منبر به جای بازتاب مشکلات جامعه، به تکرار پیام حکومت طالبان محدود میشود.
از خلفای راشدین تا «امیرالمؤمنین» تحمیلی
در دوران نظام جمهوریت افغانستان، خطبههای نماز جمعه بهنام خلفای راشدین (ابوبکر، عمر، عثمان و علی) خوانده میشد، اما حکومت طالبان به تمام خطیبان مساجد دستور داده است که خطبهها از این پس بهنام ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر این گروه خوانده شود و از او بهعنوان «امیرالمؤمنین» نام برده شود.
طالبان در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان و متحدان غربی آن، حملات مسلحانه، انفجاری و انتحاری گستردهای را علیه اهداف نظامی و غیرنظامی انجام دادند که به کشته شدن هزاران شهروند افغانستان انجامید. اینک نام او در حالی در خطبههای نماز جمعه خوانده میشود که عدهای از خانوادههای قربانیان حملات طالبان نیز در همین مساجد برای ادای نماز حضور مییابند.
ملا هبتالله آخوندزاده پس از کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در حملهی هوایی نیروهای امریکایی در ماه می ۲۰۱۶، با بیعت درونگروهی طالبان بهعنوان «امیرالمؤمنین» و سومین رهبر این گروه تعیین شد. اما مردم افغانستان هیچ گاه با ملا هبتالله آخوندزاده بیعت نکردهاند و او صرف از سوی اعضای طالبان بهعنوان رهبر انتخاب شده است.
بااینحال، حکومت طالبان هر بار که علمای دینی و روحانیان طرفدار خود را در کابل یا قندهار، محل اقامت رهبر خود، گردهم میآورد، از آنان بیعت با ملا هبتالله آخوندزاده میگیرد و این بیعت روحانیان و ملاهای همسو را بهعنوان «بیعت جمعی مردم افغانستان» تلقی میکند؛ هیچگونه نظرخواهی عمومی از مردم افغانستان دربارهی لقب «امیرالمؤمنین» یا رهبری او انجام نشده است.

منبر؛ ابزار «جهاد و اطاعت» برای طالبان
براساس اعلام وزارت حج و اوقاف حکومت طالبان، جمعه، ۱۷ دلو، موضوع خطبه نماز جمعه «مسئولیت محراب و منبر» بود. در متن خطابت نماز جمعه آمده است: «برای بیان شریعت اسلامی، ابزارها و مکانهای گوناگونی وجود دارد؛ مانند مدارس، دارالحفاظها، مجالس علمی، کتابها و رسالهها و کتابخانهها؛ اما مؤثرترین وسیله، منبر است.»
در بخش دیگری از این متن آمده است که منبر وظیفهی «جهاد»، زنده نگهداشتنن روحیه «جهاد» و شعلهور نگه داشتن «آتش دفاع از اسلام در قلبهای مسلمانان» را بر عهده دارد و اینها از مسئولیتهای «مهم» منبر و محراب دانسته شدهاند.
حکومت طالبان مدعی است که براساس «جهاد» به قدرت رسیده است و به همین دلیل میکوشد با تأکید بر مفهوم جهاد، مردم را به حمایت و پاسداری از این حکومت تشویق کند. پیشتر نیز وزارت حج و اوقاف طالبان سخنرانیهای نماز جمعه را به اطاعت از «امیر» اختصاص داده بود و از مردم خواسته بود که از فرمانها و دستورهای ملا هبتالله آخوندزاده پیروی کنند و برای بقای حکومت طالبان تلاش نمایند.
چرا منبر مهم است؟
تمرکز وزارت حج و اوقاف حکومت طالبان بر محتوای خطبهها به این دلیل است که در روزهای جمعه، جمعیت بیشتری از مردم افغانستان در مساجد حضور پیدا میکنند و این زمان، فرصت مناسب برای ترویج ایدئولوژی و اهداف «امارت طالبان» در جامعه است.
این در حالی است که بخش بزرگی از جامعهی افغانستان کمسواد یا بیسواد هستند و همین موضوع باعث میشود که تحت تأثیر تبلیغات و سخنرانیهای ملاامامان و خطیبان مساجد قرار گیرند و همسویی بیشتری با حکومت طالبان نشان دهند.
در طول چهارونیم سال حاکمیت دوبارهی طالبان، بخشی از مردم تحت تأثیر این تبلیغات قرار گرفتهاند و سابقهی این گروه در انفجارها، حملات انتحاری و جنگها را نادیده میگیرند؛ چرا که طالبان این اقدامات را تحت عنوان جنگ با «کفار»، «ختم اشغال» افغانستان و مبارزه برای برپایی «حکومت اسلامی» «سفیدنمایی» کردهاند. این روند باعث شده است که برخی از شهروندان این روایتها را باور کرده و با طالبان همسو شوند.
خطبههای کنترلشدهی نماز جمعه تنها برای تبلیغ اطاعت از رهبر طالبان نیست؛ این خطبهها نقش مهمی در بازتعریف گذشتهی خشونتبار این گروه نیز دارند. در این روایتها، انفجارها و حملات انتحاری بهعنوان «جهاد»، «مقاومت» و «مبارزه با اشغال» معرفی میشوند و قربانیان غیرنظامی عملا از حافظهی جمعی حذف میگردند. این روند، نوعی تطهیر سیستماتیک خشونت از طریق تبلیغات دینی است. در این تبلیغات چنان وانمود میشود که دادن قربانی (از سوی شهروندان) بخشی ناگزیر از مبارزه در برابر کفر بوده است.
در سوی دیگر، مردمی که تحت تأثیر تبلیغات طالبان در مساجد، منابر و رسانههای این گروه قرار گرفتهاند، با واقعیتی متفاوت روبهرو هستند. این حکومت طالبان و به دستور رهبر آن است که مکاتب بالاتر از دورهی ابتدایی بهروی دختران بسته شده و بخش بزرگی از زنان و دختران از کار در نهادهای دولتی، نهادهای امدادرسان و شرکتهای خصوصی منع شدهاند؛ در حالی که فقر و گرسنگی، میلیونها شهروند افغانستان را بهشدت در تنگنا قرار داده و آنان را «زجر» میدهد.

پاداش مالی؛ خرید وفاداری منبر
حکومت طالبان برای جلب توجه و حمایت خطیبان و امامان مساجد در سراسر افغانستان، پرداخت حقوق ماهوار به آنان را در دستور کار قرار داده و معاش شان را افزایش داده است. منابع در حکومت طالبان گفتهاند که به معاش خطیبان و امامان مساجد، سه هزار افغانی در ماه افزوده شده است. پیش از این، خطیبان و امامان مساجد از نُه هزار تا نُه هزار و ۵۰۰ افغانی در ماه از وزارت حج و اوقاف حکومت طالبان معاش دریافت میکردند.
این منابع همچنین افزودهاند که معاش کارکنان وزارت حج و اوقاف طالبان نیز چهار هزار افغانی افزایش یافته است؛ در حالی که این کارکنان پیش از این حدود هفت هزار افغانی معاش دریافت میکردند. براساس آمار وزارت حج و اوقاف حکومت طالبان، پنج هزار و ۵۰۰ امام مسجد در افغانستان ثبت شدهاند.
معاش ماهوار و افزایش معاش خطیبان و امامان مساجد از سوی حکومت طالبان، تلاشی برای گسترش تبلیغ برای «امارت طالبان»، ترویج ایدئولوژی این گروه و اجرای فرمانها و دستورهای ملا هبتالله آخوندزاده است.
این در حالی است که ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، تا پیش از انتخاب شدن بهعنوان رهبر این گروه، یکی از ملاهای دورهی نخست طالبان بود و هیچگونه فعالیت نظامی یا سیاسی نداشت. همین پیشینه باعث شده است که رهبر طالبان سرمایهگذاری بیشتری بر مساجد، مدارس دینی و امامان و خطیبان مساجد انجام دهد و از ظرفیت این نهادهای مذهبی برای ترویج ایدئولوژی طالبان در میان مردم استفاده کند.
افزایش معاش خطیبان و امامان مساجد در شرایطی صورت میگیرد که حکومت طالبان از مشروعیت سیاسی و مردمی برخوردار نیست. در چنین وضعیتی، این گروه به جای جلب رضایت شهروندان از طریق مشارکت سیاسی، ارائهی خدمات عمومی یا پاسخگویی، به ابزارهای سنتی نفوذ اجتماعی متوسل شده است. پرداخت پول به امامان و خطیبان، تلاشی برای خرید وفاداری منبر و تبدیل آن به بازوی تبلیغاتی حکومت است؛ ابزاری که بدون نیاز به رأی، انتخابات یا رضایت عمومی، پیام طالبان را به گوش میلیونها نفر میرساند.
جلوگیری از تکرار سناریوی جمهوریت
حکومت طالبان و شخص ملا هبتالله آخوندزاده از تأثیر مساجد و منابر بر افکار شهروندان، بهویژه افراد میانسال و کهنسال، آگاه اند و میخواهند با استفاده از تریبون مساجد، بهویژه خطبههای نماز جمعه، از رخنهی مخالفان سیاسی، نظامی و منتقدان خود جلوگیری کنند. به همین دلیل، حکومت طالبان بخشی از ملاامامان و خطیبان مساجد دورهی نظام جمهوریت را که همسو یا حامی ایدئولوژی این گروه نبودند، از کار برکنار کرده است.
این در حالی است که در دوران نظام جمهوریت، بخشی از حامیان طالبان و حتا اعضای این گروه در برخی مساجد بهعنوان ملاامام و خطیب فعالیت میکردند و از منابر مساجد برای حمایت از طالبان و حتا سربازگیری برای این گروه استفاده مینمودند. حکومت پیشین افغانستان نتوانست جلو نفوذ طالبان و حامیان آنان را در منابر مساجد بگیرد و همین موضوع باعث شد که این افراد علیه نظام جمهوریت تبلیغ کنند و مردم را بهسوی طالبان سوق دهند.
اکنون حکومت طالبان با افزایش نظارت و کنترل بر مساجد و منابر، نمیخواهد همان سناریویی که علیه نظام جمهوریت به کار برده بود، این بار علیه خودش تکرار شود و تریبون مساجد، بهویژه خطبههای نماز جمعه، به محلی برای انتقاد از طالبان و سیاستهای این گروه تبدیل گردد.