رهبری و مدیریت دانشگاه‌های تحت کنترل طالبان در افغانستان

اطلاعات روز
اطلاعات روز
Photo: @KabulUnversity

نویسنده: سید نقیب‌الله عرفان

یافته‌های یک پژوهش که به‌‌تازگی در ژورنال بین‌المللی مطالعات درتحصیلات عالی منتشر شده، نشان می‌دهد که از سال ۲۰۲۱ تا کنون تقریبا همه‌ی پست‌های کلیدی در دانشگاه‌های دولتی، از جمله ریاست و معاونت‌ها، توسط اعضای طالبان یا دانشگاهیان وفادار به این گروه اشغال شده است و این دانشگاه‌ها به نهادهای استبدادی تبدیل شده‌اند.

نویسندگان به بررسی تحولات بنیادین مدیریت دانشگاه‌های دولتی افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت می‌پردازند. مقاله با طرح این پرسش آغاز می‌شود که «دانشگاه چیست» و در چه شرایطی یک نهاد تحصیلات عالی ماهیت خود را از دست می‌دهد و به ابزاری ایدئولوژیک بدل می‌شود. تمرکز اصلی پژوهش بر نقش مدیران ارشد دانشگاهی به‌عنوان حلقه‌ی اتصال قدرت سیاسی و ساختار دانشگاه است.

نویسندگان استدلال می‌کنند که رؤسا و معاونان دانشگاه‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی اهداف، سیاست‌ها و عملکرد نهادهای تحصیلات عالی دارند. به همین دلیل، نحوه‌ی انتخاب این مدیران نشان می‌دهد که یک حکومت تا چه اندازه به استقلال دانشگاه یا کنترل ایدئولوژیک آن باور دارد. در نظام‌های استبدادی، انتصاب مدیران دانشگاهی اغلب به ابزاری برای مهار دانشگاه‌ها تبدیل می‌شود. پژوهش نشرشده با روش ترکیبی انجام‌شده و داده‌های مربوط به ۱۶۰ مدیر ارشد در ۴۰ دانشگاه دولتی افغانستان را بررسی کرده است. برعلاوه، نویسندگان زندگی‌نامه‌ی ۳۰ مدیر منصوب‌شده در دوره‌ی طالبان را به‌صورت کیفی تحلیل کردند تا پیشینه‌ی آموزشی، شغلی و ایدئولوژیک آنان روشن شود.

نتایج پژوهش نشان می‌دهد که پس از سال ۲۰۲۱، تقریبا تمام مدیران ارشد (رؤسا و معاونان) پیشین دانشگاه‌ها برکنار شده‌اند. این مدیران که اغلب اعضای هیأت علمی، دارای تحصیلات دانشگاهی و سابقه‌ی مدیریتی بودند، جای خود را به افرادی داده‌اند که معیار اصلی انتخاب آنان قوم، وفاداری سیاسی و ایدئولوژیک به طالبان بوده است، نه شایستگی علمی یا تجربه‌ی دانشگاهی. از منظر جمعیتی، ترکیب مدیران جدید به‌شدت یکدست است. همه‌ی مدیران ارشد مرد هستند و اکثریت قاطع آنان به قوم پشتون تعلق دارند. زنان به‌طور کامل از ساختار مدیریت دانشگاه‌ها حذف شده‌اند و سایر گروه‌های قومی نیز تنها سهمی حاشیه‌ای و نمادین دارند.

از نظر تحصیلات، تغییرات چشم‌گیری رخ داده است. بسیاری از مدیران منصوب طالبان دارای تحصیلات مدرسه‌ای هستند و بخش بزرگی از آنان در مدرسه‌های دینی افغانستان یا پاکستان آموزش دیده‌اند. در مقابل، سهم مدیران دارای مدرک ماستری یا دکتری بسیار محدود شده و آموزش دانشگاهی جای خود را به آموزش مدرسه‌ای داده است. مقاله نشان می‌دهد که این تغییرات به افت شدید تولید علمی نیز منجر شده است. بیشتر مدیران جدید هیچ سابقه‌ی پژوهشی قابل شناسایی ندارند و تعداد مقالات علمی آنان در مجله‌های معتبر بسیار اندک است. این در حالی است که پیش از طالبان، رؤسا و معاونان دانشگاه‌ها نقش فعالی در پژوهش و تولید دانش داشتند.

تحلیل زندگی‌نامه‌ی مدیران جدید تصویر روشن‌تری از این دگرگونی ارائه می‌دهد. بسیاری از این افراد در زندگی‌نامه‌های خود به سابقه‌ی فعالیت نظامی، تبلیغاتی یا اداری در گروه طالبان پرداخته‌اند و این سوابق را مبنای مشروعیت خود می‌دانند. دانشگاه، در این روایت‌ها، نه یک نهاد علمی بلکه بخشی از ساختار طالبان تلقی می‌شود. نکته‌ی مهم دیگر، نحوه‌ی انتصاب مدیران است. اغلب مدیران جدید تأکید کرده‌اند که با فرمان مستقیم رهبر یا نخست‌وزیر طالبان منصوب شده‌اند. این امر نشان‌دهنده‌ی تمرکز شدید قدرت و حذف سازوکارهای تحصیلات عالی در فرآیند تصمیم‌گیری است. جالب توجه است که مدیران ارشد دارای مدارک تحصیلی از دانشگاه‌های داخلی یا خارجی، از القابی مانند قاری، حافظ، مولوی و مفتی استفاده کرده‌اند تا از یک‌سو به طالبان نشان دهند که خود نیز دارای سوابق مدرسه‌ای هستند و از سوی دیگر، با استفاده از این القاب، همسویی خود را با گروه طالبان ابراز کنند.

نویسندگان مقاله این روند را «بازمهندسی ایدئولوژیک» دانشگاه‌ها می‌نامند. به‌باور آنان، طالبان تنها به تغییر افراد بسنده نکرده، بلکه هدف‌شان دگرگون‌سازی کارکرد دانشگاه از فضایی برای پرسش‌گری و نقد به نهادی برای بازتولید ایدئولوژی دینی، قومی و سیاسی است. در چنین شرایطی، تحصیلات سکولار و تفکر انتقادی به حاشیه رانده می‌شود. مقاله همچنین پی‌آمدهای اجتماعی این سیاست‌ها را برجسته می‌کند؛ از کاهش کیفیت آموزش و مهاجرت استادان گرفته تا تضعیف سرمایه‌ی انسانی و تشدید نابرابری‌های جنسیتی و قومی. نویسندگان هشدار می‌دهند که این روند در بلندمدت توسعه‌ی اجتماعی و اقتصادی افغانستان را با خطر جدی مواجه می‌سازد.

در جمع‌بندی، مقاله نتیجه می‌گیرد که دانشگاه‌های افغانستان تحت حاکمیت طالبان، اگرچه نام دانشگاه را حفظ کرده‌اند، اما بسیاری از ویژگی‌های بنیادین خود را از دست داده‌اند. این پژوهش یادآور می‌شود که استقلال دانشگاهی، آزادی علمی و تنوع نهادی ارزش‌هایی شکننده‌اند و در برابر قدرت‌های استبدادی به‌سرعت می‌توانند نابود شوند؛ هشداری که فراتر از افغانستان، برای جامعه‌ی جهانی تحصیلات عالی نیز اهمیت دارد.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه