عمق استراتژیک افغانستان

یادداشت روز

اطلاعات روز
اطلاعات روز

افغانستان بیش از نیم‌قرن است که با پاکستان کشمکش فعال دارد. تنش میان این دو کشور مخصوصا در زمان صدارت داوودخان شدیدتر شد. اما این سیاستمداران پاکستانی بودند که اول بحث عمق استراتژیک را میان دو کشور مطرح کردند و تبدیل شدن افغانستان به عمق استراتژیک پاکستان را در میان آوردند. آیا در افغانستان هم کسانی هستند که برای افغانستان عمق استراتژیک قایل باشند؟ تفکر در این باب به این سوال هم پاسخ می‌دهد که چرا امروز پاکستان با طالبان درگیر جنگ است.

عمق استراتژیک چیست؟

عمق استراتژیک به زبان ساده این است: وقتی یک کشور یا دولت می‌کوشد مهم‌ترین ارکان امنیت ملی خود را (از جهات مختلف) از دسترس دشمنان موجود و بالقوه دور کند، تمهیداتی می‌سنجد. این تمهیدات به عنوان لایه‌های حفاظتی بر گرد ارکان اصلی امنیت ملی برافراشته می‌شوند. مقصود از این کار این است که وقتی دشمن بخواهد به قلب امنیت ملی یک کشور آسیب بزند، مجبور باشد از لایه‌های متعدد جغرافیایی، اقتصادی، نظامی و سیاسی بگذرد؛ یعنی به آسانی به هدف خود نرسد یا به هیچ وجه به هدف خود نرسد. در مقام تمثیل، اگر یک دولت ملی را مثل یک فرد شاخص (مثلا یک شهنشاه عالی‌قدر) در نظر بگیریم و این شاه را در میدان جنگ در برابر دشمنی تشنه‌به‌خون قرار دهیم، آن وقت این شاه اگر از نظر جغرافیایی، سازوبرگ و آرایش نظامی، قدرت مالی و روابط منطقه‌ای نظمی برساخته باشد که در چندین لایه به خوبی از او محافظت کند، در آن صورت سلطنت او از عمق استراتژیک خوبی برخوردار است. اما اگر او در بیابانی با دشمن روبه‌رو شود که حتا مجال عقب‌نشینی به جای امنی را به او ندهد و از نظر سازوبرگ نظامی و روابط منطقه‌ای هیچ پشتیبانی معتبری نداشته باشد، در آن صورت او از عمق استراتژیک بهره‌مند نیست.

به بیانی دیگر، عمق استراتژیک یعنی این که اگر دشمنان موجود و بالقوه‌ی شما بخواهند بر حریم امن شما دست درازی کنند، از چه موانع و لایه‌های حفاظتی باید بگذرند.

با این حساب، مشهور است که پاکستان سال‌هاست در پی تبدیل کردن افغانستان به پاره‌ای از عمق استراتژیک خود است. معنای این سخن این است که پاکستان می‌خواهد افغانستان را برای دشمنان خود به مشکلی تبدیل کند که آن دشمنان (در صورت تقابل با پاکستان) ناگزیر باید حلش کنند. مثلا، اگر هند بخواهد با پاکستان وارد جنگی تمام‌عیار شود، حتما باید افغانستان را نیز به عنوان ضمیمه‌ی قدرت پاکستان (در نقش پشتیبان، دیپوی سلاح، قرارگاه نظامی، گریزگاه، حامی اقتصادی، کانال ارتباط با آسیای میانه و چیزهایی از این دست) در نظر بگیرد. از این منظر، افغانستان مشکلی است که هند در هر تقابلی با پاکستان باید حلش کند. این یعنی این که افغانستان پاره‌ای از عمق استراتژیک پاکستان است یا باید باشد.

افغانیسم اسلامیست

حال، چندی است که عده‌ای در افغانستان، تحت تاثیر کارزارهای نظامی کامیاب طالبان در بیست سال گذشته، به این فکر افتاده‌اند که اگر ایمان قوی باشد، افغانستان هم عمق استراتژیک دارد. پرسشی که فورا مطرح می‌شود این است که اگر کسی بخواهد برای افغانستان نیز «عمق استراتژیک» قایل شود، این عمق استراتژیک چه صورتی خواهد داشت و از نظر جغرافیایی دامنه‌اش تا کجا خواهد بود؟ 

از نظر اسلامیست‌های افغان و افغانیست‌های مسلمان، آن عمق استراتژیک برای افغانستان -از نظر دامنه‌ی جغرافیایی- در آن سوی خط دیورند، در خاک پاکستان، است؛ یعنی در مناطقی که سال‌ها پیش می‌بایست به افغانستان ملحق شوند و تا حالا نشده‌اند. از دید این افراد، حکومت پنجابی‌ها در اسلام‌آباد روبه‌زوال است و اگر افغان‌ها (از سکولار تا طالب) از همه چیز روبگردانند و توجه خود را بر مبارزه با همین پنجابی‌ها متمرکز کنند، هیچ بعید نیست که خاکِ افغان دوباره توسعه بیابد و جلال و شکوه از دست‌رفته‌ی افغانستان به این ملک بازگردد. مولفه‌ی ایدئولوژیک این عمق استراتژیک نیز به نحوی جدایی‌ناپذیر با همین وجه جغرافیایی گره خورده است. به این معنا که در مناطق معروف به پختونخوا در ایالت شمال-غربی پاکستان جغرافیای قومی و رویای مذهبی افغانیسم اسلامی به هم می‌رسند. این رویا حتا به پاکستان نیز مخابره شده و حکومت آن کشور اکنون می‌بیند که قبل از آن که افغانستان عملا به عمق استراتژیک پاکستان تبدیل شود، پاکستان ناگزیر است ابتدا از میدان ماین مناطق شمال-‌غربی خود عبور کند؛ میدانی که اسمش پشتونخوا است و با ماین‌های دولایه‌ی اسلامیسم-افغانیسم پوشانده شده است. این مناطق هرچند در چشم همه‌ی مردم افغانستان به مثابه‌ی عمق استراتژیک تلقی نمی‌شوند، در بیست سال جمهوریت عملا به عنوان عمق استراتژیک برای طالبان و همراهان‌شان عمل کردند. چرا که فقط برخورداری از همین عمق استراتژیک بود که به این گروه امکان داد که در برابر فشارهای گسترده‌ی بین‌المللی تاب بیاورد. طرفه آن که تاب‌آوری در همین عمق استراتژیک در داخل خاک پاکستان هم بود که به همین گروه یاد داد که، در فردای رسیدن به قدرت در کابل، گریبان پاکستان را از همین عمق استراتژیک بگیرد.

امروز طالبان می‌کوشند با ترکیبی از اسلامیسم و افغانیسم رویایی را تحقق ببخشند که تا کنون از دست نخبگان چپ و راست پشتون فرار کرده است. در آن رویا، افغانستان یک نظام حکمرانی مرکزی تک‌قومی دارد که مبنایش هژمونی اتنیکی و قومی است، اما روایت مشروعیتش در پایگاه مذهب پرداخته شده است. این ترکیب در آن سوی خط دیورند نیز به راحتی قابل عرضه است. پاکستان که آمده بود تا افغانستان را به عنوان عمق استراتژیک خود شکل بدهد، حالا مجبور است با رویای افغانیسم-اسلامیست در خاک خود بجنگد. یعنی تازه متوجه شده است که مرکب اسلامیسم و افغانیسم چموش‌تر از آن است که رامِ اسلام‌آباد شود. جنگی که حالا میان طالبان و پاکستان جاری است، به خاطر ظاهر شدن این فهم در افق دید پاکستان است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه