close

هویت اسلامی و تجربه‌ی ایرانی

جنگ اسرائیل و ایران از دو زاویه | یادداشت روز

ایرانی‌ها و غیرایرانی‌های مسلمان به جنگی که میان اسرائیل و ایران جاری است، دو گونه نگاه می‌کنند. آن مسلمانان غیرایرانی که دل خوشی از اسرائیل ندارند و نگاه‌شان به رابطه‌ی اسرائیل با فلسطین در قالب “ظلم یهود بر مسلمان” شکل گرفته و پخته شده است، دوست دارند که ایران (به عنوان یک کشور بزرگ مسلمان) در برابر اسرائیل بدرخشد و اسرائیل را، اگر بتواند، گوشمالی بدهد. اما خود ایرانی‌ها بیش از آن که با این هویت اسلامی کلان زندگی کنند، با تجربه‌ی مستقیم زیستن در زیر حاکمیت جبار مذهبی درگیر بوده‌اند. به همین خاطر، هرچند رجزخوانی‌های حکومت ایران در برابر اسرائیل در گوش مسلمانان غیرایرانی غالبا خوش می‌نشینند، در میان لایه‌های گوناگون جامعه‌ی ایران احساسات و اندیشه‌های بسیار متفاوتی بر می‎انگیزند. ایرانیان بیش از چهاردهه با استبداد مذهبی درگیر بوده‌اند و فرصتی بسیار طولانی برای زیستن آزاد را از دست داده‌اند. اما غیرایرانیان مسلمان با این وجه حکومت جمهوری اسلامی روبه‌رو نبوده‌اند و تنها نقش این حکومت در خصومت با اسرائیل برای‌شان مهم و برجسته بوده است.

ویدیوهایی منتشر شده‌اند که در آن‌ها شهروندان کشورهای مختلف مسلمان، مخصوصا در کشورهای عربی، از اصابت موشک‌های ایرانی به شهرهای اسرائیل به وجد می‌آیند و فریاد شادی بر می‌آورند. در برابر، در نمونه‌های پرشمار می‌بینیم که شهروندان ایرانی – در داخل و خارج- حکومت ایران و واکنش آن به حمله‌های اسرائیل را مسخره می‌کنند و می‌گویند “آزادی نزدیک است”. روشن است که این شهروندان ایران سقوط جمهوری اسلامی را می‌خواهند- حتا اگر این سقوط به دست یک دولت خارجی و زیر بمباران اسرائیل ممکن شود.

از قضا، آن چیزی که مسلمانان غیرایرانی ضداسرائیل را خوشحال می‌کند (برخورد انعطاف‌ناپذیر ایدئولوژیک-مذهبی ایران در برابر اسرائیل)، دقیقا همان چیزی است که شهروندان ایرانی را از حکومت ایران می‌رماند. ایرانی‌ها، حداقل همان بخشی از جامعه که از نظام حکومتی ایدئولوژیک به جان آمده است، چیزی را به صورت دوامدار تجربه می‌کنند که غیرایرانی‌های مسلمان جزئیاتش را نمی‌بینند و حس نمی‌کنند. برای همین، وقتی موشک اسرائیل در تهران فرود می‌آید، خونی از دماغ مسلمانان غیرایرانی (که آن همه ضد اسرائیل هستند) نمی‌ریزد؛ اما وقتی موشک ایرانی به تل آویو یا حیفا اصابت می‌کند، مسلمانان غیرایرانی به صورت رایگان به هیجان مثبتی دست می‌یابند که دهه‌هاست ازش محروم بوده‌اند. اما برای ایرانی‌ها قصه متفاوت است. آنان بیش از چهاردهه است که از یک سو سنگینی حاکمیت ایدئولوژیک مذهبی را در زندگی روزمره‌ی خود احساس می‌کنند و از سویی دیگر می‌دانند که آنچه امروز در این مقیاس بزرگ و ویرانگر بر سرشان آمده است، نیز معلول و محصول همان رویکرد ایدئولوژیک حکومت‌شان به مسایل منطقه و جهان است. به بیانی دیگر، برای یک ایرانی حکومت جمهوری اسلامی فقط همان مجموعه‌ی موشک‌ها نیست که چند روزی است ساختمان‌های تل آویو و حیفا را آتش می‌زند (و دل دشمنان اسرائیل را خنک می‌کند)؛ حکومت جمهوری اسلامی دستگاه ناتوان‌سازی است که ابتدا خود ایرانی را -برای بیش از چهار دهه- زجر داده است. وقتی حکومت جمهوری اسلامی به سوی اسرائیل موشک پرتاب می‌کند، شهروندان عرب کشورهای خلیج فارس کف می‌زنند، اما شهروند ایرانی از خود می‌پرسد: چرا ما باید به اینجا می‌رسیدیم؟ حاصل این همه دشمن‌سازی در بیرون و این همه بیگانه‌سازی در درون چه هست جز درد؟

معلوم نیست این جنگ به کجا خواهد رسید. اما روشن است که مدل جمهوری اسلامی، در هرجا که به تمامی اجرا شود، به کجا می‌رسد.