اخراج بدون مرز: پاکستان چه‌گونه مهاجران افغانستان را از سیستم پاک می‌کند

اطلاعات روز
اطلاعات روز

اسلام‌الدین جرأت

شمس‌الدین‌خان صبح روز سه‌شنبه پیامک پسرش را از لندن دریافت کرد: «پدرجان، پول را به حسابت واریز کردم.» او که برای پرداخت هزینه‌ی برق و گاز عجله داشت، به بانک رفت. کارمند پشت شیشه بدون چشم‌به‌چشم شدن گفت: «حساب‌تان بسته شده.» مدیر شعبه توضیحی ساده داشت: «کارت پی‌او‌آر شما از سوی نادرا باطل شده است.»

دو ساعت بعد، سیمکارت تلفنش قطع شد. شام همان روز، صاحب‌خانه اعلام کرد قرارداد اجاره فسخ می‌شود. شمس‌الدین، مردی که سی‌وهفت سال در پیشاور زندگی کرده، می‌گوید: «فهمیدم اخراج دیگر عبور از مرز نیست. دولت پاکستان زندگی ما را از داخل خاموش کرده است.»

این چهره‌ی جدید اخراج در قرن بیست‌ویکم است: دیجیتال، بی‌صدا و بدون نیاز به پولیس یا مرز.

پاک‌سازی سیستماتیک از پایگاه داده

در مرکز این سیاست، سازمان ثبت ملی پاکستان (نادرا) قرار دارد که یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های بیومتریک جهان را مدیریت می‌کند. این پایگاه داده به بانک‌ها، شرکت‌های مخابراتی، خدمات عمومی و نهادهای امنیتی متصل است. از اواسط ۲۰۲۴، با یکپارچه‌سازی کامل این سیستم، مهاجرانی که کارت‌های شناسایی‌شان منقضی یا تمدید نشده بود، عملا از سیستم حذف شدند.

در هفته‌های پایانی ۲۰۲۵، صدها هزار مهاجر افغانستانی متوجه شدند تلفن‌های همراه‌شان دیگر کار نمی‌کند. بدون هشدار قبلی، پس از آن، موج دوم آغاز شد: مسدودسازی حساب‌های بانکی. آنچه زمانی قرار بود ابزار حفاظت و شناسایی باشد، به ابزار اخراج خاموش تبدیل شد.

بربنیاد آمار رسمی، از سپتامبر ۲۰۲۳ تا پایان نوامبر ۲۰۲۵، حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار مهاجر از پاکستان اخراج شده‌اند. این روند در سه مرحله اجرا شد: ابتدا اخراج افراد بدون مدرک، سپس دارندگان کارت ای‌سی‌سی و از میانه‌ی ۲۰۲۵، بی‌اعتبارسازی کارت‌های پی‌او‌آر که بیش از یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را در معرض اخراج قرار داد.

وقتی فقر همان نداشتن دسترسی است

ظریفه، زن ۴۵ ساله، می‌گوید: «برادرم به من پول حواله کرده، اما نمی‌توانم به آن دسترسی داشته باشم، چون کارت پی‌او‌آر من یک‌شبه منقضی شد. دخترم آخرین اخطار را برای عدم پرداخت هزینه‌ی دانشجویی دریافت کرده؛ ممکن است از دانشگاه اخراج شود.»

داستان ظریفه داستان هزاران خانواده‌ای است که از اقتصاد حذف شده‌اند. در دنیای امروز، فقر فقط نداشتن پول نیست؛ نداشتن دسترسی به پول است. برآوردهای میدانی نشان می‌دهد که بیش از ۷۰ درصد خانوارهای مهاجران افغانستانی در پاکستان تا پایان ۲۰۲۵ به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند.

این سیاست تنها بزرگ‌سالان را هدف نگرفته است. نیلوفر، دختر ۱۷ ساله‌ای که در محله‌ی تاج‌آباد پیشاور متولد شده و فارسی را فقط کمی می‌فهمد، می‌گوید: «اخراج برای من یعنی تبعید به جایی که هرگز ندیده‌ام، فقط در موردش شنیده‌ام.» بیشترین قربانیان این سیاست، کودکانی هستند که در پاکستان متولد شده‌اند، به اردو و پشتو سخن می‌گویند، اما نه در پاکستان پذیرفته می‌شوند و نه افغانستان را می‌شناسند.

با قطع ثبت‌نام دیجیتال، این کودکان از مکتب، خدمات درمانی و حتا کمک‌های بشردوستانه محروم شده‌اند. نسلی که آینده‌اش در یک پایگاه داده پاک شده است.

توجیه امنیتی، اجرای انبوه

مقام‌های پاکستانی این سیاست را با استدلال‌های امنیتی توجیه می‌کنند. جنرال عاصم منیر، رییس ستاد ارتش پاکستان، در دهم دسامبر اعلام کرد که ۷۰ درصد جنگ‌جویان تحریک طالبان پاکستان افغان هستند. این ادعا که بدون ارائه‌ی مدرک مستند مطرح شده، بهانه‌ای برای تشدید سرکوب مهاجران افغانستان شده است.

محسن نقوی، وزیر داخله‌ی پاکستان، اخیرا مقام‌های محلی خیبرپختونخوا را به «نرمش بیش از حد» متهم کرده و دستور تشدید عملیات‌های شبانه را صادر کرده است. بربنیاد گزارش‌های میدانی، پولیس این ایالت هر شب به محله‌های مهاجرنشین یورش می‌برد و بدون حکم قضایی، مردان جوان را بازداشت می‌کند.

اما سؤال اساسی این است: چگونه قطع سیمکارت یک مادر با سه فرزند، یا مسدودسازی حساب یک پیرمرد، به امنیت ملی کمک می‌کند؟

سکوت در برابر نقض قانون

قانون بین‌المللی اصل عدم بازگرداندن اجباری (نان‌رفولمان) را الزام‌آور می‌داند؛ حتا برای کشورهایی که کنوانسیون ۱۹۵۱ را امضا نکرده‌اند. پاکستان عضو میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون منع شکنجه است.

بااین‌حال، میلیون‌ها پناه‌جوی افغانستان در سایه‌ی توجیهات امنیتی، بدون بررسی فردی، قربانی سیاستی شده‌اند که زندگی را غیرممکن می‌سازد. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و سازمان بین‌المللی مهاجرت تا کنون بیانیه‌های نگرانی صادر کرده‌اند، اما هیچ اقدام عملی انجام نداده‌اند. جامعه‌ی بین‌المللی در سکوتی است که با گذشت هر روز، عمیق‌تر می‌شود.

اخراج با یک کلیک

در گذشته، اخراج با پولیس، موتر و مرز شناخته می‌شد. امروز، اخراج می‌تواند از پشت یک سیستم کامپیوتری آغاز شود. قطع سیمکارت، مسدودسازی حساب، حذف از پایگاه داده‌ها؛ و انسان، بدون آن‌که بازداشت شود، از زندگی کنار گذاشته می‌شود.

این سیاست نه فقط جابه‌جایی انسان‌ها بلکه پاک‌کردن آنان از نظم اجتماعی است. در جهانی که مرزها دیجیتال شده‌اند، اخراج دیگر نیاز به عبور از مرز ندارد. کافی است سیستم تو را نبیند.

شمس‌الدین هنوز در پیشاور است، اما هر صبح با این پرسش بیدار می‌شود: «آیا امروز آخرین روزی است که هنوز وجود دارم؟» این پرسش دیگر فقط پرسش یک پیرمرد افغانستانی نیست، این پرسشی است که آینده‌ی سیاست‌های مهاجرتی جهان را رقم خواهد زد: آیا حذف دیجیتال، جایگزین اخراج فیزیکی می‌شود؟ و اگر چنین است، چه‌کسی مسئول است وقتی هیچ مرزی عبور نشده، اما میلیون‌ها انسان ناپدید شده‌اند؟

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه