وقتی قومیت آنلاین می‌شود

شبکه‌های اجتماعی و تشدید شکاف‌های قومی

اطلاعات روز
اطلاعات روز

نویسنده: عدیل غزنوی

در افغانستانی که هنوز زخم‌های جنگ، بی‌عدالتی و حذف سیاسی التیام نیافته است، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به میدان تازه‌ای برای بازتولید هویت‌های قومی بدل شده‌اند. فضایی که می‌تواند بستر گفت‌وگو و هم‌پذیری باشد، امروز در بسیاری موارد به صحنه‌ی تقابل، قطبی‌شدن و تشدید شکاف‌های تاریخی میان اقوام تبدیل شده است؛ شکاف‌هایی که انسجام اجتماعی و آینده‌ی هم‌زیستی را با تهدیدی جدی روبه‌رو می‌سازند.

هرچند آمار دقیق‌تری از تعداد کاربران اینترنت در کشور در دست نیست، اما براساس آمار سال‌های گذشته، این رقم حدود ۹ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد می‌شود که در مقایسه با جمعیت، رشد چشم‌گیری را نشان می‌دهد.

با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در کشور، شیوه بیان و بازنمایی هویت‌های قومی نیز دگرگون شده است.

در سال‌های اخیر، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نقش تعیین‌کننده‌ای در بازنمایی هویت‌های جمعی در افغانستان یافته‌اند. شهروندان، به‌ویژه نسل جوان، از این فضا برای بیان دیدگاه‌ها، بازگویی روایت‌های تاریخی و برجسته‌سازی نمادهای فرهنگی و قومی استفاده می‌کنند. بااین‌حال، در جامعه‌ای که تجربه‌ی طولانی جنگ، منازعه، نابرابری و بی‌اعتمادی دارد، این ابزار نوین ارتباطی بیش از آن‌که به همگرایی کمک کند، در بسیاری موارد به تقویت مرزبندی‌های قومی و تشدید هویت‌خواهی قومی انجامیده است.

هویت قومی؛ از تعلق اجتماعی تا ابزار منازعه

هویت قومی در ذات خود پدیده‌ای منفی نیست. احساس تعلق به زبان، فرهنگ و تاریخ مشترک می‌تواند منبع همبستگی و مشارکت اجتماعی باشد. اما زمانی که این هویت با تجربه‌های حذف سیاسی، بی‌عدالتی ساختاری و انحصار قدرت پیوند می‌خورد، از یک مؤلفه فرهنگی به ابزاری برای تقابل و بسیج سیاسی تبدیل می‌شود.

در افغانستان، هویت‌خواهی قومی بیش از آن‌که ریشه‌ای صرفا فرهنگی داشته باشد، محصول ساختار نابرابر قدرت و ضعف مزمن دولت-ملت‌سازی است. جنگ‌های طولانی، محرومیت‌های انباشته و روایت‌های متضاد تاریخی، زمینه‌ای را فراهم کرده‌اند که قومیت برای بسیاری از شهروندان به آخرین پناهگاه هویتی بدل شود؛ پناهگاهی که امروز در فضای مجازی بازتولید و تقویت می‌شود.

چرا فضای مجازی هویت‌خواهی قومی را تشدید می‌کند؟

شبکه‌های اجتماعی به دلایل مختلف به تشدید هویت‌خواهی قومی دامن می‌زنند. نخست، حافظه‌ تاریخیِ زخم‌خورده‌ی اقوام که در قالب روایت‌ها، تصاویر و ویدیوها بارها بازنشر می‌شود. دوم، سازوکارهای روانی فضای آنلاین؛ جایی که لایک، کامنت و بازنشر احساس دیده‌شدن و قدرت نمادین ایجاد می‌کند و روایت‌های قوم‌محور را تقویت می‌سازد.

از سوی دیگر، شبکه‌های اجتماعی به بستری برای حفظ و ترویج زبان، موسیقی، لباس و قهرمانان قومی تبدیل شده‌اند. بازتولید مداوم این نمادها، در کنار احساس تهدید و ناامنی، به فربه‌شدن غرور قومی می‌انجامد؛ غروری که گاه با حذف «دیگری» تعریف می‌شود.

در این میان، نقش بازیگران سیاسی و رسانه‌ای نیز قابل چشم‌پوشی نیست. جریان‌ها و گروه‌های سیاسی از فضای مجازی برای بسیج قومی، جهت‌دهی افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به روایت‌های جانبدارانه استفاده می‌کنند. ضعف سواد رسانه‌ای و مرز مبهم میان آزادی بیان و نفرت‌پراکنی سبب شده است این فضا به‌ سادگی به میدان تقابل هویتی تبدیل شود.

رسانه‌ها و پلتفرم‌های قوم‌محور

با ورود رسانه‌های اجتماعی به افغانستان در اواخر دهه‌ی ۲۰۰۰، این پلتفرم‌ها به عرصه‌ای جدی برای اظهارنظر، سازمان‌دهی اجتماعی و تولید محتوا تبدیل شدند. بااین‌حال، در کنار ظرفیت‌های مثبت، رسانه‌های اجتماعی بستری برای نشر نفرت قومی و تقویت مرزبندی‌های گروهی نیز شده‌اند.

رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مهم‌ترین پلتفرم‌های بروز هویت‌خواهی قومی در کشور اند. رسانه‌های تصویری، صوتی و چاپی در دودهه‌ی گذشته از یک‌سو امکان بازنمایی تنوع فرهنگی را فراهم کرده‌اند، اما از سوی دیگر، در مواردی با روایت‌های گزینشی و یک‌جانبه به تقویت دوگانه‌ی «ما و دیگران» دامن زده‌اند.

در میان شبکه‌های اجتماعی، فیس‌بوک گسترده‌ترین میدان بازنمایی هویت‌های قومی است؛ ایکس (توییتر) به عرصه‌ی منازعات گفتمانی نخبگان بدل شده است؛ یوتیوب بستری برای روایت‌های تاریخی و تحلیلی با گرایش‌های قومی بوده است؛ تیک‌تاک با محتوای احساسی، به‌ویژه در میان جوانان، نقش پررنگی در بازتولید نمادهای قومی دارد؛ و واتساپ و تلگرام شبکه‌های بسته‌ای هستند که در آن‌ها بسیج احساسات قومی به‌ سرعت شکل می‌گیرد.

از آن‌جا که کشور ما، افغانستان، با ساختار متنوع قومی شکل گرفته است، استفاده از اینترنت در این‌جا نیز، همانند دیگر جوامع چندقومیتی، شمشیری دولبه است. این فضا می‌تواند ابزاری برای عدالت‌خواهی، احیای فرهنگی و گفت‌وگو باشد، اما در نبود مدیریت هوشمندانه، چارچوب اخلاقی و سواد رسانه‌ای، به عاملی برای نفرت‌پراکنی، رادیکالیزه‌شدن و بی‌ثباتی اجتماعی بدل می‌شود. در افغانستان، ضعف نهادهای ملی و تداوم بی‌عدالتی‌ها سبب شده است کفه تهدیدهای این فضا سنگین‌تر باشد.

آنچه سرنوشت هم‌زیستی در افغانستان را تعیین می‌کند، نحوه مدیریت این پدیده است. تقویت سواد رسانه‌ای، به‌ویژه در میان جوانان، می‌تواند یکی از مؤثرترین ابزارها برای کاهش تنش‌های قومی در فضای آنلاین باشد. البته تحقق عدالت سیاسی، توزیع عادلانه‌ی منابع، به‌رسمیت‌شناختن تنوع قومی و مشارکت واقعی اقوام در قدرت، شرط‌های اساسی برای ساختن هویت ملی فراگیر است. در غیر این‌صورت، هویت‌خواهی قومی همچنان یکی از چالش‌های جدی آینده‌ی افغانستان باقی خواهد ماند و آینده‌ی هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را با تهدیدی جدی مواجه خواهد ساخت.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه