سنت توسعه در فرهنگ هزاره‌ها؛ توسعه بدون رشد اقتصادی

اطلاعات روز
Photo: Deyar Hazarastan / Youtube

نویسنده: رستم‌علی سیرت

در ادبیات رایج توسعه، توسعه‌ی اقتصادی معمولا پی‌آمد رشد تولید ناخالص ملی دانسته می‌شود. براساس این دیدگاه، افزایش تولید و درآمد ملی می‌تواند به بهبود سطح زندگی مردم بینجامد. اما اگر مناطقی که اساسا رشد اقتصادی معناداری را تجربه نکنند، توسعه‌ی اقتصادی در آن چه مفهومی دارد؟ آیا توسعه بدون رشد اقتصادی ممکن است؟

هزاره‌جات در افغانستان نه مرکز تولید بوده و نه سهم قابل توجهی از سرمایه‌گذاری‌های دولتی را دریافت کرده است. بااین‌حال، در سال‌های اخیر در مناطق هزاره‌نشین -از جمله جاغوری، دایکندی و دایزنگی- پروژه‌های متعددی اجرا شده است: ساخت بندهای آب، پل و پلچک، مکتب‌ها و سرک‌ها که عمدتا با ابتکار و منابع خود مردم ساخته شده‌اند.

برای دهه‌ها، هزاره‌ها که از محرومیت ساختاری رنج برده‌اند، زیرساخت‌های ابتدایی خود را بدون اتکا به دولت ایجاد کرده‌اند. این وضعیت این پرسش را مطرح می‌کند: آیا هزاره‌ها سنت بومی توسعه‌ی منحصر‌به‌فرد خود را خلق کرده‌اند؟

در افغانستان دو مدل غالب توسعه وجود دارد:

الف، مدل توسعه‌ی دولتی

در این مدل، دولت بودجه‌های انکشافی را براساس اولویت‌های سیاسی و اداری خود تخصیص می‌دهد. نمونه‌ی شاخص آن بند برق کجکی در هلمند است که در دوره‌ی ظاهرشاه شروع شد. بند کجکی در چارچوب پروژه‌ی بزرگ به‌عنوان بخشی از یک طرح بزرگ آبیاری ساخته شد؛ اما به‌دلیل نبود مطالعات کافی، به‌ویژه در مورد خاک، این پروژه با مشکلات جدی مواجه شد و در بسیاری از مناطق، شور شدن زمین‌ها باعث کاهش یا از بین رفتن زمین‌های زراعتی گردید (تمیم انصاری، ۲۰۱۲). اما دولت‌ها در افغانستان و امدادگران خارجی آن از ساخت بند در هزاره‌جات که اکثر دریاهای پرآب افغانستان از آن‌جا سرچشمه می‌گیرند، هیچ بند آبی را اعمار نکرده‌اند.

هزاره‌جات به‌طور عمومی از پروژه‌های کلان دولتی محروم ماند. سرک مستقیمی که قرار بود کابل را از مسیر هزاره‌جات به هرات وصل کند، نزدیک به یک قرن است که ناتمام باقی مانده است. این محرومیت زیرساختی عملا هزاره‌جات را در حاشیه برنامه‌های توسعه‌ی دولتی قرار داد.

ب، مدل توسعه‌ی مؤسساتی (ان‌جی‌او)

از سال‌ها پیش، نهادهای بین‌المللی پروژه‌های توسعه‌ای متعددی در افغانستان اجرا کرده‌اند، به‌ویژه در دوره‌ی حضور امریکا (۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱). این مؤسسات اغلب در هماهنگی با دولت فعالیت می‌کردند و منطق عملیاتی آن‌ها پیوند دادن «توسعه» با «امنیت» بود. فرض غالب این بود که جنگ نتیجه‌ی کمبود توسعه است؛ بنابراین، پروژه‌ها عمدتا به مناطق ناامن هدایت می‌شد. هزاره‌جات به‌دلیل امنیت نسبی، از بسیاری از این پروژه‌ها محروم ماند. از سوی دیگر، فعالیت در مناطق ناامن برای این نهادها امکان جذب آسان‌تر بودجه از تأمین‌کنندگان مالی -که عمدتا دولت امریکا و شرکایش بودند- را فراهم می‌کرد.

در نتیجه، مناطق هزاره‌نشین هم از توسعه‌ی دولتی و هم از توسعه‌ای مبتنی بر نهادهای بین‌المللی سهم محدودی بردند.

سنت توسعه‌ای هزاره‌ها

به‌دلیل محرومیت هزاره‌ها از برنامه‌های توسعه‌ای دولت و نهادهای بین‌المللی، در هزاره‌جات سنت بومی و اجتماع‌محور از توسعه شکل گرفته است؛ مدلی که بدون رشد اقتصادی کلان و بدون اتکای گسترده به دولت، بر سرمایه‌ی اجتماعی و همکاری جمعی هزاره‌ها تکیه دارد. این سنت در فرهنگ هزاره‌ها ریشه‌ای دیرینه دارد. سرک کابل-ورس توسط خود مردم هزاره در دوران ظاهرشاه ساخته شد (جعفر رسولی، ۴ حوت ۱۴۰۴). جعفر رسولی می‌افزاید که مردم هزاره از دهه‌ها قبل در کارهای عام‌المنفعه از قبیل سرک‌سازی آشار (حشر) می‌کردند و در کارهای فردی از قبیل شخم زدن زمین باهم پولغو (کمک متقابل) می‌کردند.

در سنت توسعه‌ای هزاره‌ها چهار مشخصه مشهود است: جمع‌آوری منابع مالی از هزاره‌های خارج از افغانستان، سازمان‌دهی و مشارکت مردمی، خلق توافق جمعی و مشارکت زنان و مردان.

رهبران محلی در مناطقی مانند جاغوری شبکه‌هایی برای جمع‌آوری کمک‌های مالی از هزاره‌های مقیم استرالیا، اروپا، امریکا و کانادا ایجاد کرده‌اند. این مدل به‌ویژه در جاغوری مؤثر بوده است. آنان توانسته‌اند اعتماد ایجاد کنند و سازوکاری نسبتا شفاف برای حساب‌دهی فراهم آورند. منابع مالی از خارج تأمین می‌شود، اما مدیریت و اجرا در داخل انجام می‌گیرد. معمولا کمیته تخصصی ساخت بند آب از طریق یوتیوبرها از مراحل ساخت بندها اطلاع‌رسانی می‌کنند. به‌صورت مشخص اطلاع می‌دهند که چه مقدار بودجه تا کدام مرحله به مصرف رسیده است. آن‌ها با مردمان محل مصاحبه می‌کنند و در یوتیوب نشر می‌کنند. در ویدیوها اعضای کمیته فهرست نام‌های کمک‌کنندگان مالی را همراه با مقدار کمک‌شده می‌خوانند. خارج‌نشین‌های جاغوری با تماشای این ویدیوها از جریان پیشرفت پروژه‌ها آگاه شده و میان گروه کاری و کمک‌کنندگان در خارج اعتماد خلق می‌شود.

برخلاف جاغوری که دچار کمبود آب است و نیاز فوری‌شان مدیریت آب است، در دایکندی و دایزنگی مشکل فوری مناطق کوهستانی و کمبود سرک‌ها و راه‌های مواصلاتی است. به‌دلیل کمبود سرک‌های استاندارد، سالانه ده‌ها نفر زندگی‌شان را در اثر واژه‌گون شدن موترها از دست می‌دهند و در زمستان‌ها به‌دلیل برف و باران بیشتر آسیب‌پذیر هستند. در مناطقی در دایکندی و دایزنگی که دیاسپورای گسترده و منابع مالی قابل توجه ندارند، توسعه بیشتر بر کار جمعی مستقیم استوار است. مردم -زن و مرد، پیر و جوان- در ساخت سرک‌ها، مکتب‌ها و پروژه‌های محلی مشارکت می‌کنند. در این‌جا، توسعه نه محصول مؤسسات بین‌المللی و نه نتیجه‌ی مداخله دولت می‌باشد، بلکه حاصل سازمان‌دهی اجتماعی است. مردمان روستاهای مختلف سرک‌های‌شان را تا روستای بعدی خود می‌سازند و بعضا در ساخت سرک با روستای مجاور همکاری می‌کنند.

در بهسود مردم خانه ۱۰۰۰ افغانی برای خرید تیل جهت ساخت سرک سهم گرفته‌اند و از خانه و زمین‌های خود برای ساخت سرک اهدا کرده‌اند.

یکی از عناصر مهم این مدل، توانایی ایجاد توافق محلی است. مردم‌شناس امریکایی به‌نام نوه کاربرن در کتابی با عنوان «سیاست بازار» درباره‌ی ایستالیف در شمال کابل می‌نویسد که در جریان حضور او در کنار تیمی از وزارت شهرسازی و یک مؤسسه‌ی خارجی، مردم بر سر ساخت یک سرک به توافق نرسیدند و سرک ساخته‌نشده باقی ماند؛ دلیل آن اختلاف میان بزرگان روستاها بود (صفحه ۳). در مقابل، در جاغوری، دایکندی و دایزنگی، بزرگان محلی توانسته‌اند بر سر محل ساخت بند برق، مکتب یا مسیر سرک به توافق برسند. این مدیریت توسط کمیته اختصاصی پروژه مشخص انجام می‌شود. کمیته، تصمیم‌گیری مهندسی/انجنیری را که خارج از محل باشد استخدام می‌کند تا درباره‌ی امکان‌سنجی و مسائل تخنیکی بدون تضاد منافع مشوره بدهد.

از جالب توجه‌ترین جنبه‌ی پروژه‌های مردمی در هزاره‌جات اشتراک زنان در این پروژه‌ها است. در شرایطی که طالبان زنان را از تمام جنبه‌های زندگی جمعی در افغانستان به حاشیه رانده‌اند، در جاغوری زنان در کنار مردان در مراسم افتتاح بندهای آب نوار قطع می‌کنند، سخنرانی و مصاحبه می‌کنند. زنان زیادی نیز از خارج با پول شان سهیم می‌شوند. در دایکندی و دایزنگی زنان در کنار مردان با بیل و کلنک شانه‌به‌شانه کار می‌کنند.

امیدها و آسیب‌ها

تجربه‌ی هزاره‌جات نشان می‌دهد که توسعه لزوما تابع مستقیم رشد اقتصادی و مداخله‌ی دولتی نیست. ممکن است منطقه‌ای از نظر شاخص‌های کلان و برنامه‌های توسعه‌ای دولتی در حاشیه باشد، اما از طریق بسیج منابع مردمی، سازمان‌دهی اجتماعی و خلق توافق، زیرساخت‌های اساسی خود را ایجاد کند. بااین‌حال، پرسش همچنان باقی می‌ماند: آیا این مدل سنتی می‌تواند در بلندمدت پایدار بماند و مردمان دیگر از آن نسخه‌برداری کنند؟ مردمان هزاره در روستاهای مختلف از هم می‌آموزند. وقتی روستایی شاهد به ثمر رسیدن پروژه‌ی بند آب یا افتتاح سرک در روستای دیگر می‌باشد، آن‌ها نیز تشویق به راه‌اندازی این پروژه‌ها می‌شوند و نوعی از رقابت مثبت شکل می‌گیرد.

اما آسیب‌هایی نیز در این مدل توسعه وجود دارد. چالش عمده رعایت نکردن استانداردهای ایمنی در ساخت بندهای آب است؛ به‌گونه‌ای که در آینده، در نتیجه‌ی باران و سیلاب، ممکن است این بندها تخریب شده و آسیب‌های جانی، مالی و محیطی در پی داشته باشند. یکی از بندهای تازه‌ساخته‌شده در جاغوری ماه گذشته قسما پاره شد. هرچند این حادثه آسیب جانی در پی نداشت، اما هشداری جدی درباره‌ی خطرهای احتمالی آینده است. آسیب دیگر این است که مردمان روستاهای مختلف هزاره‌جات به تقلید یا در رقابت از یک‌دیگر دست به ساخت بندها یا ساختمان مکتب‌ها بیش از نیاز بزنند؛ به عبارت دیگر، عرضه بیش از تقاضا شود. همچنین ممکن است در این رقابت، به‌ جای توجه به کیفیت آموزشی و تخصص و تجربه‌ی معلمان، بیشتر به ظاهر و ساختمان مجلل مکتب‌ها توجه شود.

تجربه‌ی هزاره‌ها را اگر نمی‌توان گفت مدل بومی از توسعه متناسب با شرایط آن‌ها خلق شده است، دست‌کم می‌توان گفت که مسیرهای توسعه همیشه از الگوهای کلاسیک آن پیروی نمی‌کنند و مردمان بومی در مناطق و کشورهای مختلف طبق نیازهای‌شان راه‌هایی برای بالا بردن کیفیت زندگی‌شان پیدا می‌کنند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه