نویسنده: عبدالله انوری
در روزهای اخیر توجه بسیاری از کاربران افغانستانی در شبکههای اجتماعی به فعالیت شرکت «توماس لیمیتد» جلب شده است. بحثها و نگرانیهای مطرحشده دربارهی فعالیت این شرکت بار دیگر اهمیت آگاهی از نحوه استفادهی درست از تکنولوژی و اینترنت را برجسته ساخته است. بهعنوان یک شهروند مسئول، وظیفهی اجتماعی خود دانستم نکاتی را در این زمینه شریک سازم تا بتوانیم از فرصتهای دنیای دیجیتال بهتر بهره ببریم و در عین حال قربانی فریب و کلاهبرداری نشویم.
تکنولوژی در کل و اینترنت بهویژه، یکی از بزرگترین تحولات زندگی بشر در قرن بیستویکم به شمار میرود. از زمان گسترش اینترنت در آغاز دههی ۲۰۰۰ میلادی، شیوه زندگی، آموزش، کار، تجارت و ارتباطات ما دگرگون شده است. امروزه از طریق صفحه نمایش یک موبایل یا لپتاپ میتوان به حجم عظیمی از معلومات دسترسی یافت، با افراد در دورترین نقاط جهان ارتباط برقرار کرد، آموزش دید، تجارت انجام داد و حتا درآمد کسب کرد. اینترنت جهان را به دهکدهای کوچک تبدیل کرده است.
اما همانگونه که تکنولوژی فرصتهای بیشماری را در اختیار ما قرار داده، خطرات و چالشهای فراوانی نیز به همراه آورده است. دسترسی به اطلاعات به تنهایی کافی نیست؛ مهم آن است که بتوانیم اطلاعات درست را از نادرست تشخیص دهیم و از ابزارهای دیجیتال بهگونهی آگاهانه استفاده کنیم. به همین دلیل، مفهوم سواد در عصر حاضر دیگر تنها به خواندن و نوشتن محدود نمیشود. یونسکو سواد را توانایی فهم، تحلیل و استفادهی مؤثر از اطلاعات برای بهبود زندگی فردی و اجتماعی تعریف میکند و در عصر دیجیتال، سواد تکنولوژی و سواد اطلاعاتی نیز بخش مهمی از این مفهوم به شمار میرود.
فردی که مهارت استفاده از ابزارهای دیجیتال و منابع اینترنتی را نداشته باشد، ممکن است در میان انبوهی از معلومات درست و نادرست سردرگم شود و حتا قربانی سوءاستفادهی افراد سودجو گردد. یکی از نمونههای رایج این سوءاستفادهها، طرحهای پانزی است؛ طرحهایی که با وعدهی سودهای بالا و تضمینشده، سرمایهی مردم را جذب میکنند. برای اولینبار چارلز پانزی چنین روشی را به کار گرفت. در این مدل، سود سرمایهگذاران اولیه از پول سرمایهگذاران جدید پرداخت میشود، نه از یک فعالیت اقتصادی واقعی. به همین دلیل اعضای شبکه همواره تشویق میشوند، افراد بیشتری را جذب کنند. تا زمانی که سرمایهگذاران جدید وارد سیستم شوند، پرداختها ادامه پیدا میکند؛ اما به محض کاهش ورود اعضای جدید، کل ساختار فرو میپاشد و بیشتر افراد سرمایه خود را از دست میدهند.
اگرچه این شیوه کلاهبرداری بیش از یک قرن قدمت دارد، اما امروزه با لباس تکنولوژی و مفاهیم مدرن ظاهر میشود. در سالهای گذشته بسیاری از شهروندان افغانستان نام شرکتهایی مانند گلدکوئست، کیونت، ابریشم درخشان، هایپرفاند و هایپرورس را شنیدهاند؛ شرکتهایی که با وعده سودهای چشمگیر و درآمد آسان توانستند هزاران نفر را جذب کنند، اما در نهایت بسیاری از سرمایهگذاران متضرر شدند. مدتی است که نام گلدبیس و شرکت توماس لیمیتد در شبکههای اجتماعی مطرح شده و بحثهای زیادی را دربارهی ماهیت فعالیت آن برانگیخته است. وجه مشترک بسیاری از این پروژهها استفاده از اصطلاحات پیچیده و جذاب تکنولوژی است. تجارت الکترونیک و بازاریابی شبکهای محور اصلی بحث این پروژهها است. طراحان پروژههای کلاهبرداری از مفاهیم کرپتو، بلاکچین، متاورس، انافتی، دیفای یا هوش مصنوعی استفاده میکنند. برای بسیاری از مردم این واژهها تازه و پیچیدهاند و همین موضوع باعث میشود برخی تصور کنند که گردانندگان این شرکتها به فناوری یا دانش ویژهای دسترسی دارند که میتواند سرمایه را در مدت کوتاهی چند برابر کند. در حالی که در بسیاری موارد، آنچه درآمد ایجاد میکند نه تکنولوژی، بلکه ورود سرمایهگذاران جدید است.
طرحهای پانزی معمولا در کشورهایی گرفتار در بحران موفقتر عمل میکنند؛ زیرا ترکیبی از مشکلات اقتصادی، ضعف سواد مالی و آشنایی محدود با مفاهیم تکنولوژی، زمینه را برای سوءاستفاده فراهم میکند. وقتی فردی میشنود که با سرمایهگذاری ۱۰۰ دالر میتواند در چند ماه چند برابر سود بهدست آورد، کمتر به این فکر میکند که حتا در بزرگترین اقتصادهای جهان نیز چنین سودی به سادگی وجود ندارد. برای نمونه، نرخ بهره بانکی در بسیاری از کشورهای توسعهیافته تنها چند درصد در سال است، اما گردانندگان طرحهای پانزی گاهی سودهای دوبرابر و سهبرابر سرمایه را وعده میدهند؛ وعدههایی که از نظر اقتصادی پایدار نیستند.
در کنار این تهدیدها، نباید فراموش کنیم که اینترنت همچنان یکی از بزرگترین فرصتهای عصر حاضر است. امروز میلیونها نفر در سراسر جهان از طریق تجارت الکترونیک، برنامهنویسی، تولید محتوا، طراحی و ارائهی خدمات آنلاین درآمد کسب میکنند. برای کشوری مانند افغانستان نیز اینترنت میتواند دریچهای به بازارهای جهانی و فرصتهای شغلی تازه باشد؛ مشروط بر آنکه استفاده از آن بر پایه دانش، آگاهی و مهارت صورت گیرد.
بهترین استفاده از تکنولوژی زمانی ممکن است که برای حضور در فضای دیجیتال هدف مشخص داشته باشیم، منابع معتبر را از منابع نامعتبر تشخیص دهیم، پیش از هرگونه سرمایهگذاری تحقیق کافی انجام دهیم، از اطلاعات شخصی و مالی خود محافظت کنیم و بهطور مداوم دانش و مهارتهای دیجیتال خود را افزایش دهیم. همچنین بهرهگیری از ابزارهای نوین مانند هوش مصنوعی میتواند به یادگیری، افزایش بهرهوری و دسترسی بهتر به فرصتهای آموزشی و اقتصادی کمک کند.
در نهایت، تکنولوژی نه خوب است و نه بد؛ همه چیز به شیوه استفادهی ما از آن بستگی دارد. همان ابزاری که میتواند زمینهی آموزش، اشتغال، ارتباطات و پیشرفت را فراهم سازد، در صورت استفادهی ناآگاهانه میتواند به اتلاف وقت، فریب مالی و خسارتهای جبرانناپذیر منجر شود. موفقیت در عصر دیجیتال تنها به دسترسی به تکنولوژی وابسته نیست، بلکه به میزان آگاهی و سواد تکنولوژی ما بستگی دارد. آینده از آن کسانی است که نهتنها از تکنولوژی استفاده میکنند، بلکه آن را آگاهانه، مسئولانه و هوشمندانه در خدمت اهداف و پیشرفت خود قرار میدهند.