جهانی شدن و آموزش شهروند جهانی

اطلاعات روز
اطلاعات روز

جاوید نظری

اشاره: متن ذیل سخنرانی جاوید نظری دانشجوی دوره‌ی دکترای تعلیم و تربیه در دانشگاه نیویورک است که روز پانزدهم فبروری از طریق گوگل میت در برنامه‌ی بوت کمپ آموزش شهروند جهانی در مکتب «فوروارد گلوبل اسکول» شهر کویته‌ی پاکستان ارائه شده است.

خوشحالم که امروز این فرصت را دارم تا با شما چند دقیقه صحبت کنم. موضوع صحبت من «جهانی‌شدن و آموزش شهروند جهانی» است. من می‌خواهم با اختصار روی چهار نکته‌ی مهم و مرتبط با عنوانی که مطرح کردم با شما صحبت کنم: ۱) جهانی‌شدن چیست؟ ۲) آموزش شهروند جهانی چیست؟ ۳) شهروند جهانی کیست؟ ۴) نقش دانش‌آموزان، آموزگاران و والدین در چنین آموزشی چه می‌تواند باشد؟ پاسخ درخور برای پرسش‌هایی که مطرح کردم در چند دقیقه‌ای که من دارم میسر نیست، اما تلاش می‌کنم در حد طرح مسأله موضوع را بیان کنم.

جهانی‌شدن چیست؟

تعدادی از جامعه‌شناسان، از جمله آنتونی گیدنز، معتقد اند که جهانی‌شدن به معنای «شدت‌گرفتن روابط اجتماعی در سراسر جهان است، طوری که آنچه در یک جای دور رخ می‌دهد، زندگی ما را همین‌جا تغییر دهد.» امروزه ما شاهد چنین پدیده‌ای هستیم. قیمت‌ها در شهر ما، احساس امنیت یا ناامنی ما، به تصمیم‌ها، جنگ‌ها و اقتصاد جاهای دیگر دنیا بسته است. نمونه‌اش همین کووید ۱۹ بود. ویروس از یک جغرافیای خاص برخاست و تمام جهان را در مدتی کم درگیر ساخت.

David Harvey برای تبیین جهانی‌شدن از مفهوم Time–Space Compression حرف می‌زند، به این معنا که با جهانی‌شدن فاصله‌ها کوتاه می‌شود، زمان سریع‌تر می‌گذرد و سرعت تغییر بالا می‌رود. همین‌ که من مثلا از نیویورک با شما وصل هستم، نمونه‌ای از کوتاه‌شدن فاصله‌ها است.

یکی از محققان این حوزه از پنج جریان نام می‌برد که به جهانی‌شدن انجامیده است: مهاجرت، رسانه‌ها، تکنولوژی، جریان پول و اقتصاد.

مهاجرت پدیده‌ای است که مردم ما بسیار با آن آشنا هستند. ما به‌خاطر ناامنی، تبعیض و ستم، مجبور به مهاجرت شده‌ایم؛ با مهاجرت، ما فرهنگ خود را به جاهای دیگر می‌بریم و از دیگران تأثیر می‌پذیریم. رسانه، عامل دیگری در جهانی‌شدن است که با صورت و فرم‌های مختلف امروز در دسترس اکثر ما است. تکنولوژی، مثلا موبایل و اینترنت، ابزار دیگری در جهانی‌شدن است. اقتصاد و چرخش پول از یک جا به جای دیگر، و همین‌طور تأثیراتی که بحران‌های جهانی روی معیشت ما می‌آورد، بخشی از شاخص‌های اقتصادی جهانی‌شدن است. ایده‌های حقوق بشر، شهروندی، عدالت یا برعکس، ایده‌های افراطی، در قالب ایده‌ها با پدیده‌ی جهانی‌شدن حرکت می‌کنند. بنابراین، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، جهانی هستیم و از جهانی‌شدن متأثر می‌شویم.

حالا سؤال این‌جا است که جهانی‌شدن پدیده‌ای مثبت است یا منفی؟ سه نگاه رایج نسبت به جهانی‌شدن وجود دارد: نگاه هایپرگلوبالیست‌ها که جهانی‌شدن را کاملا مثبت و اجتناب‌ناپذیر می‌بینند؛ نگاه شکاک که جهانی‌شدن را اغراق‌شده می‌دانند و گمان نمی‌کنند سیطره و گستره‌ی جهانی‌شدن بسیار مهم باشد؛ نگاه سوم تحول‌گرایانه است که جهانی‌شدن را مجموعه‌ای از تغییرات پیچیده و با ابعاد مثبت و منفی می‌بیند.

من در این صحبت، جهانی‌شدن را نه فرصت محض می‌بینم، نه تهدید محض، بلکه به‌عنوان واقعیتی می‌بینم که باید با آگاهی و آموزش با آن مواجه شویم. مصداق‌های خطرات، مثلا شایعه، نفرت‌پراکنی، دستکاری افکار عمومی، اعتیاد دیجیتالی، سردرگمی هویتی و نابرابری است. مصداق‌های فرصت‌ها، مثلا دسترسی به دانش و آموزش، ارتباط با جهان، یادگیری زبان‌ها، مهارت‌های جدید، فرصت‌های کاری جدید -به‌خصوص کارهای آنلاین و مهارت‌محور- امکان روایت‌کردن تجربه‌ی ما، تاریخ ما و انتقال ظرفیت‌های ما به دیگران است.

آموزش شهروند جهانی چیست؟

یونسکو «آموزش شهروند جهانی» را دارای سه بعد می‌داند: بعد معرفتی (یعنی داشتن دانش از جهان؛ یعنی فهمیدن این‌که دنیا چگونه کار می‌کند: اقتصاد، رسانه، حقوق بشر، محیط زیست، جنگ و صلح؛ تهدیدهای جهان‌شمول چیست، فرصت‌های جهانی چیست)، بعد رفتاری (اقدام مسئولانه در برابر جامعه و در محیط زیست) و بعد عاطفی و ارزشی (یعنی آموزش ارزش‌های عدالت و حقوق بشر و یادگیری مهارت‌های تفکر انتقادی). برای تبیین آموزش جهانی، برخی‌ها از مفهوم  Cosmopolitan Education نیز یاد می‌کنند؛ یعنی یادگیری توانایی دیدن انسان‌ها فراتر از مرزها، اما بدون نفی هویت و فرهنگ خود ما.

اکنون پرسش این است که این اهداف چه‌گونه در عمل در صنف و مکتب ساخته می‌شود؟ پائولو فریره، متفکر برازیلی، می‌گفت آموزش نباید فقط انتقال و به حافظه‌سپاری معلومات باشد؛ آموزش باید به «آگاهی انتقادی» بیانجامد تا محرومان بتوانند ساختارهای ستم را بفهمند و برای تغییر آن اقدام کنند. در جهان به‌هم‌پیوسته‌ی امروز، بسیاری از این ساختارها فقط محلی نیستند؛ شبکه‌ای و فرامرزی‌ اند (مثلا از مسیر اقتصاد، رسانه و سیاست). بنابراین، آموزش شهروند جهانی یعنی پرورش دانش‌آموزانی که هم موقعیت خود را انتقادی تحلیل کنند و هم مسئولیت اخلاقی و مدنی خود را نسبت به عدالت، همزیستی و کرامت انسان -در سطح محلی و فرامرزی- درک کنند.

شهروند جهانی کیست؟

شهروند جهانی در واقع می‌فهمد که دنیا به‌هم‌پیوسته است. به حقوق انسان، عدالت، صلح و محیط زیست اهمیت می‌دهد؛ به تفاوت‌های مذهبی، قومی و زبانی احترام می‌گذارد؛ با دیگران همدردی و همبستگی دارد. می‌فهمد که:

«بنی‌ آدم اعضای یک‌دیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار»

شهروند جهانی تفکر انتقادی دارد. هر چیزی را زودباور نمی‌کند. توان گفت‌وگو و حل منازعه‌ی بدون خشونت را دارد و از رسانه‌ها و تکنولوژی استفاده‌ی مسئولانه می‌کند.

نقش دانش‌آموزان، آموزگاران و والدین در چنین آموزشی چه می‌تواند باشد؟

آموزگاران می‌توانند در صنف، موضوعات جهانی را با زندگی دانش‌آموزان به‌صورت عملی ربط دهند؛ مثلا وقتی از جنگ و صلح، مهاجرت، تبعیض، تغییرات اقلیمی، فقر و حقوق بشر سخن می‌گویند، از دانش‌آموزان بپرسند: «این مسأله در محله‌ی ما چگونه است؟ در کویته و در میان هزاره‌ها چه تجربه‌ای داریم؟ چگونه می‌شود این ارزش‌های جهانی را بومی‌سازی کرد؟» تا دانش‌آموزان هم‌زمان هم شهروند محل خود باشند، هم شهروند جهان. از دانش‌آموزان بخواهند یک مقاله، مثلا از اینترنت، بیاورند؛ در صنف با هم تحلیل کنند که منبع آن چیست، زبان آن چگونه است و چه ارزشی پشت آن است. همچنان آموزگاران می‌توانند صنف را «فضای امید» بسازند. صنف باید جایی باشد که دانش‌آموزان بتوانند سؤال بپرسند، نظر مخالف بدهند، از دردهای‌شان بگویند، بدون ترس از تحقیر و خشونت. این همان پداگوژی امید است که قبلا ذکر کردم.

والدین حتا اگر باسواد نباشند، می‌توانند سه کار انجام دهند: تشویق اطفال‌شان به ادامه‌ی مکتب، صحبت با فرزندان‌شان درباره‌ی عدالت و احترام به دیگران و نظارت بر استفاده از موبایل و رسانه‌ها. والدین ما باید بدانند که آموزش برای جامعه‌ای که سال‌ها با تبعیض مواجه بوده، «سرمایه‌ی بقا» است و باید از آن پاسداری شود.

دانش‌آموزان با خوب خواندن، با یادگیری زبان کشور میزبان و یکی از زبان‌های بین‌المللی و یادگیری مهارت‌های دیجیتالی و حفظ ارزش‌های اخلاقی جامعه‌ی‌مان می‌توانند بخش مؤثری از جهان خود باشند. هر دانش‌آموز می‌تواند یک «پروژه‌ی کوچک شهروند جهانی» انجام دهد؛ مثلا در مکتب با دانش‌آموزی از قوم یا مذهب دیگر دوستی کند، با دوستانش گروه کوچک مطالعه تشکیل دهد. هر وقت یک خبر، ویدیو یا پیام در فیس‌بوک دیدید، قبل از شریک‌کردن، بپرسید چه‌کسی این را نوشته، چرا نشر کرده و آیا به درد جامعه می‌خورد؟ اگر قرار است نوشته گرهی از مشکلی نگشاید و راه ما را تاریک‌تر کند، نباید شریک کنیم. این همان آگاهی انتقادی است که فریره از آن صحبت می‌کرد.

در پایان اجازه دهید که به‌صورت کوتاه بحث را این‌گونه جمع‌بندی کنیم:

  1. جهانی‌شدن بر زندگی ما اثر گذاشته و می‌گذارد. با آموزش شهروند جهانی، می‌توانیم به فرزندان‌مان یاد بدهیم که چگونه از خود و جامعه‌ی‌شان دفاع کنند و برای صلح و عدالت تلاش کنند.


2) ما آگاهی انتقادی را ترویج کنیم. دانش‌آموزان ما را بانک ذخیره‌ی اطلاعات نسازیم. به آنان قدرت تحلیل و درک و تجزیه‌وتحلیل مسائل را بدهیم.


۳)  در این زمانه‌ی ناامیدی و یأس، به جای سقوط در ناامیدی، به «پداگوژی امید» باور داشته باشیم؛ باور به این‌که تغییر ممکن است و آموزش می‌تواند ماشین تغییر باشد. من به استادان عزیزی که میزبان برنامه‌ی امروز هستند و در مکاتب تدریس می‌کنند افتخار می‌کنم. آنان شعله‌ی امید را در زمانه‌ای روشن نگه‌داشته‌اند که در افغانستان بیش از چهار سال است که تعلیم رسمی برای دختران مکتب دوره‌ی متوسطه و لیسه و تحصیلات رسمی در تمام مقاطع ۱۴، لیسانس و فوق‌لیسانس رسما متوقف است و جوامع ما در کویته نیز با چالش‌هایی که شما بهتر از من می‌دانید مواجه هستند.


۴)  در بحث شهروند جهانی، دانش‌آموزان به یاد داشته باشند که همچنان که تهدیدها جهانی‌ اند، فرصت‌ها نیز جهانی‌ اند. می‌توان با آموزش مهارت‌های جهان‌شمول، آموزش زبان بین‌المللی و تکمیل نمودن معیارها، بخش مؤثری از جهان شد.


۵)  نقطه‌ی آخر برای مهاجران عزیزی که احتمالا فعلا در بین مخاطبان یا در آینده صحبت مرا خواهند شنید: اگر زمینه و زمانه به‌گونه‌ای پیش آمده که هر کدام‌شان آواره از خانه و ملک خویش شده‌اند و اگر چرخه‌ی خشونت و تبعیض و نابرابری و ستم ما را آواره از وطن ما کرد، بهتر است به شهروند جهانی‌شدن و به مفهوم جهان‌وطنی بیندیشیم.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه