رهبر طالبان در طول جنگ دوازدهروزهی اسرائیل و ایران، هیچ بیانیهای صادر نکرده است. در حالی که طالبان از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱ همواره از اصطلاحات «مبارزه با اشغالگران» و «دفاع از امت اسلامی» بهره گرفتهاند، سکوت معنادار این گروه در برابر حملات اخیر امریکا و اسرائیل به ایران، به این پرسش دامن زده است که چرا طالبان در این زمینه این چنین خاموش هستند.
سرپرست وزارت خارجهی طالبان، امیرخان متقی، نیز در پنجاهویکمین نشست وزیران خارجهی سازمان همکاری اسلامی در سخنرانی خود از حملهی امریکا به سایتهای هستهای ایران مثل دیگر کشورها بهصورت جدی یادی نکرد. سخنرانی او بیشتر متمرکز بر وضعیت غزه بود و خواستار توقف «وحشت» در غزه و ارسال کمکهای بشردوستانه به این منطقه شد. این در حالی است که ایران و افغانستان همسایهاند و بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز زمینی دارند.
انتظار میرفت طالبان واکنش جدیتری نسبت به امریکا داشته باشند. اعضا و حامیان گروه طالبان در بسیاری از راهپیماییهایی که به حمایت از طالبان و حکومت اسلامی برگزار میشوند، شعارهای ضد امریکایی سر میدهند. هر سال در پانزدهم آگست حامیان طالبان بیرق امریکا را با شعار «مرگ بر امریکا» آتش میزنند. در سیام ماه می امسال در تظاهراتی که حامیان طالبان به دستور وزارت حج و اوقاف این گروه برای حمایت از مردم غزه در چندین ولایت افغانستان برگزار کرده بودند نیز شعار «مرگ بر امریکا» یکی از شعارهای اصلی بود. در عید قربان امسال نیز حملات تندی بر امریکا و دموکراسی از سوی رهبر طالبان صورت گرفت. او در این سخنرانی گفت: «امروز برخیها نسبت به دوستی با امریکا خوشحال هستند و آن را کامیابی میدانند. اما بزرگترین ظالم امریکا است، قاتل مردم فلسطین امریکا است.»
وقتی شعارها نگرانی ایجاد میکنند
دونالد ترامپ، رییسجهمور امریکا در ۲۲ جون امسال، بعد از هدف قرار دادن سه سایت هستهای ایران در سخنرانی رسمی خود گفت: «سالها است که جمهوری اسلامی ایران شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل سر داده، مردم بیگناه را کشته و نیروهای ما را هدف قرار داده است.» رییسجمهور امریکا با بیان این نکات سعی کرد به حملهی خود به سایتهای هستهای ایران مشروعیت ببخشد.
قبل از حملات هماهنگ اسرائیل و ایالات متحده به تأسیسات هستهای و نظامی ایران در جون ۲۰۲۵ (که به کشتهشدن شمار زیادی از نیروهای سپاه و غیرنظامیان انجامید) فضای سیاسی منطقه و خاور میانه بیش از هر زمان دیگر ملتهب بود. جمهوری اسلامی دامنهی شعارهای ضد اسرائیلی و ضد امریکاییاش را گسترش میداد و طالبان نیز، شبیه آن، بر شدت شعارهای مشابه افزودند.
با وجود نزدیکی ایدئولوژیک میان طالبان و جمهوری اسلامی ایران، هر دو در روزهای قبل از حمله جون ۲۰۲۵، با ادبیاتی نزدیک و لحنی مشابه، امریکا را «ظالم جهانی» خواندند و به اسرائیل لقب «قاتل امت اسلامی» دادند.
نزدیکی امریکا با همسایهی جنوبی افغانستان
در نیمهی دوم ماه جون امسال، فیلد مارشال عاصم منیر، رییس ستاد ارتش پاکستان، در دیداری بیسابقه با دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده در کاخ سفید حضور یافت. این دیدار در شرایطی انجام شد که منطقه در وضعیت فوقالعادهای قرار داشت: تنشها میان ایران و ایالات متحده به اوج رسیده و حملات گستردهی نظامی از سوی اسرائیل علیه تأسیسات هستهای ایران صورت گرفته بود. گفتوگوهای صورت گرفته در واشنگتن میان ترامپ و فیلد مارشال منیر، بهصورت رسمی منتشر نشد، اما منابع نزدیک به ارتش پاکستان مدعی شدند که از جمله مسائل مربوط به افغانستان همکاریهای ضدتروریسم و تنظیم روابط با طالبان از سوی پاکستان از جمله محورهای اصلی بحث بوده است.
عاصم منیر، که در ماه می سال جاری میلادی بعد از جنگ میان هند و پاکستان از سوی دولت پاکستان به رتبه فیلد مارشال ارتقا یافت، از سال ۲۰۲۲ میلادی ریاست ارتش این کشور را بر عهده دارد. او در سخنانی که در رسانههای پاکستان بازتاب یافت، گفته بود: «جان یک پاکستانی، برابر با تمام افغانستان است.» این جمله از سوی برخی ناظران در افغانستان بهعنوان نشانهای از دیدگاه تحقیرآمیز بخشی از ساختار نظامی پاکستان نسبت به افغانستان تلقی شد؛ دیدگاهی که از گذشته نیز در مناسبات نهادهای امنیتی اسلامآباد با گروههای داخل افغانستان دیده شده بود.
بلافاصله پس از دیدار عاصم منیر و دونالد ترامپ، دولت پاکستان اعلام کرد که دونالد ترامپ را بهطور رسمی برای دریافت جایزه صلح نوبل معرفی کرده است. این تصمیم با استقبال برخی محافل سیاسی در اسلامآباد مواجه شد.
بهباور ناظران، دیدار بلندرتبهترین مقام نظامی پاکستان با رییسجمهور امریکا، نزدیکی دوبارهی امریکا و پاکستان بعد از سقوط کابل را نشان میدهد و این نزدیکی برای طالبان بهمثابهی هشدار تلقی میشود. چرا که همکاری امریکا و پاکستان ممکن است فشار بر تحریک طالبان پاکستان را -که مورد حمایت گروه طالبان در افغانستان است- افزایش دهد.
همزمان با این تحرکات، برخی رسانهها گزارش دادند که طالبان نگران احیای پایگاههای اطلاعاتی و هوایی امریکا در خاک پاکستان هستند؛ پایگاههایی که پیشتر نیز در عملیاتهای مشترک واشنگتن و اسلامآباد علیه شبکههای تروریستی در افغانستان مورد استفاده قرار گرفته بود.
در همین حال، زلمی خلیلزاد، نمایندهی پیشین امریکا در امور افغانستان که از طرف فعالان سیاسی افغانستان به حمایت از طالبان متهم است، در رشتهتوییتی در ایکس نوشت که پاکستان از ایالات متحده خواسته است تا مسئولیت تأمین منافع امریکا در افغانستان را به این کشور واگذار کند. او افزود که این پیشنهاد میتواند زمینهساز نفوذ پاکستان باشد.
نگرانی جدی طالبان را میشود در اظهارات محمد نعیم، معاون مالی و اداری وزارت خارجهی این گروه، دید. محمد نعیم گفته است: «دیدار عاصم منیر و ترامپ در لحظهای حساس صورت گرفته و میتواند تأثیرات منفی بر وضعیت منطقهای داشته باشد. کشورهای منطقه، بهویژه جمهوری اسلامی ایران، باید نسبت به تحرکات پاکستان هشیار باشند.» بهگفتهی او، یکی از پیآمدهای احتمالی این دیدار، «پذیرش پایگاههای نظامی ایالات متحده در خاک پاکستان» است؛ مسألهای که از دید طالبان میتواند امنیت منطقه را به خطر بیندازد.
سایه سنگین تاریخ
رفتار رهبران طالبان در روزهای اخیر، بهخصوص در مواجهه با امریکا بهباور ناظران بهعنوان نشانهی ترس از تکرار دههی ۲۰۰۰ میلادی تحلیل میشود. برای گروه طالبان، دههی ۲۰۰۰ میلادی چیزی بیش از یک دوره تبعید و سرکوب بود. این دهه، که با سقوط رژیم آنان در پی حملات ۱۱ سپتامبر و ورود نیروهای امریکایی به افغانستان آغاز شد، برای طالبان به دورانی از انزوا، تعقیب، ترور و عقبنشینی به کوهها و مرزها بدل شد. اکنون، پس از بازگشت دوباره به قدرت در سال ۲۰۲۱، طالبان بیش از هر زمان دیگر از تکرار همان سرنوشت در هراس هستند.
در دههی ۲۰۰۰، طالبان نهتنها کنترل سیاسی کشور را از دست دادند، بلکه در سطح بینالمللی نیز بهعنوان یک گروه تروریستی منزوی شدند. رهبرانشان یا کشته شدند یا به پاکستان و مناطق مرزی گریختند. ساختار تشکیلاتیشان دچار چنددستگی شد و منابع مالیشان در معرض تهدید قرار گرفت. این تجربه برای طالبان، یک شکست تمامعیار بود. این ترس از تکرار سقوط سال ۲۰۰۱، در سیاستهای روزمرهی طالبان نیز منعکس است.
در ماه جون ۲۰۲۵، ایالات متحده و اسرائیل سه سایت کلیدی هستهای ایران را در اصفهان، نطنز و فوردو هدف قرار دادند. این حملات، نهتنها زیرساختهای هستهای جمهوری اسلامی را درهم شکست، بلکه پیامی واضح و تازه به منطقه داد: امریکا همچنان همان قدرتی است که اگر بخواهد، بدون آنکه در خاک کشوری حضور داشته باشد، میتواند اهداف استراتژیک خود را منهدم کند.
چند ماه پیش نیز دیوارهای سفارت سابق ایالات متحده در مرکز شهر کابل از شعارهای ضدامریکایی پاک شد.کارمندان شهرداری کابل این شعارها را از دیوار سفارت پاک کردند؛ بیآنکه توضیحی داده شود. این رخداد فقط یک روز پیش از ورود هیأت رسمی امریکا به کابل رخ داد؛ هیأتی مرکب از مقامهای امریکا، بهشمول زلمی خلیلزاد، نمایندهی پیشین امریکا در امور افغانستان. هدف اعلامشده این سفر از سوی وزارت خارجهی طالبان، صرفا گفتوگو در مورد «وضعیت زندانیان و ارائهی خدمات قنسولی برای شهروندان افغانستان در امریکا» بود.
برای طالبان، که از استقرار پایگاههای امریکایی در خاک پاکستان نگران هستند، ملاقات بیسابقهی عاصم منیر، رییس ستاد ارتش پاکستان، با دونالد ترامپ در کاخ سفید، و حمایت اسلامآباد از نامزدی ترامپ برای جایزه صلح نوبل، همزمان با اظهارات زلمی خلیلزاد در ایکس و قدرتنمایی امریکا در کشور همسایهی افغانستان، وضعیت تازهای پیش آورده است. این وضعیت جدید طالبان را وادار کرده است که -برخلاف روش تند و بیپروای گذشتهی خود- حتا در سطح گفتار و تبلیغات خود نیز بسیار محتاطانه عمل کنند.