دونالد ترمپ، رییس جمهور امریکا، به وعده دادن و به وعده عمل نکردن و عهد بستن و عهد شکستن شهره است. علتش هم این است که در دنیای ترمپ فقط یک چیز اولین و آخرین معیار است: ترمپ. هرچه به نفع ترمپ باشد (نه لزوما به نفع حزب یا کشورش)، خوب است و هرچه به ضرر او باشد بد است. تمام. در چارچوب چنین معیاری، این که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد، پیوسته در حال دگرگونی است. ممکن است ترمپ امروز وعدهای بدهد- چون آن وعده امروز به او سود میرساند؛ اما فردا، همان وعده را کنار بگذارد و سخنی دیگر بگوید و موضعی دیگر بگیرد- چون حالا چیز دیگری به نظر میآید که به نفع اوست.
اما کل قصه منافع نیست. روانشناسی و شخصیت ترمپ هم عامل مهمی در این میان است. البته این وجه ماجرا، یعنی شخصیت، با وجه منفعت در زندگی او پیوندی محکم دارد. در توصیف شخصیت و رفتار ترمپ سخنان زیادی گفتهاند. وجه مشترک اکثر ارزیابیها این است که او خود، پسندها و ناپسندها و تشخیصها و ترجیحات شخصی خود را بالاتر از هر چیز دیگری میداند و کسانی را که به هر طریقی با او ناسازگار یا مخالف باشند، دشمن پنداشته و در زیان رساندن به آنان از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. از آن سو، کسانی که از او ستایش کنند (چه ستایششان به حقیقتی در شخصیت و کار ترمپ اشاره کند چه مطلقا بیاساس باشد)، نزد او اعتبار و جایگاه پیدا میکنند- البته به شرطی که وفاداری صددرصدیشان برای همیشه ادامه یابد.
زندگی ترمپ پر از چرخشهای دراماتیک در روابط و موضعگیریهایش است. در تمام موارد، اصل همان یک چیز بوده: هرچه منفعت یا احساس خودشیفتگی ترمپ را تقویت و تایید کرده، نزد او معتبر شده و هرچه این دو را تضعیف یا تعدیل کرده باشد، هدف خصومت او قرار گرفته است.
ترمپ و اعتراضات در ایران
بدیهی است که آنچه این روزها در ایران جریان دارد، برخاسته از وضعیت درونی ایران است. به این معنا که مردم ایران از جور حکومت خود به تنگ آمدهاند و سعی میکنند بر عمر این دستگاه دیرینهی جور و سرکوب نقطهی پایانی بگذارند و نظام بهتری برپا کنند. اما در این میان دونالد ترمپ هم سخنانی گفت که ممکن است عدهای را در میان معترضان دلگرم کرده باشد. ترمپ گفته بود که اگر حکومت ایران با معترضان خشونت کند، امریکا ضربهی سختی به جمهوری اسلامی خواهد زد. بعدتر گفت که “کمک در راه است”. اما به تازگی گفته است که حکومت ایران کشتارها و اعدامها را متوقف کرده یا متوقف میکند. بسیاری، این سخن او را به پا پس کشیدن او از اقدام جدی علیه حکومت ایران تعبیر کردند. ترمپ البته در گذشته هم سخنانی گفته (احتمالا تاکتیکی و به نیت اغفال) و عمل دیگری انجام داده است؛ مثلا، در یک مورد قبل از حمله به ایران گفت که هنوز تصمیمی نگرفته، ولی در کمتر از دو روز، به تاریخ 22 جون 2025، به سایتهای هستهای ایران حمله کرد. ممکن است این بار نیز چنین شود و امریکا به ایران حمله کند. اما حتا اگر ترمپ این بار هم به ایران حمله کند، در این واقعیت تغییری نمیآید که از ابتدا هرگز نباید روی وعده یا حمایت کسی چون او حساب کرد. چرا که تکیه کردن بر ترمپ تکیه کردن بر دیواری است که هر لحظه حرکت میکند. برای ترمپ هیچ اهمیتی ندارد که در ایران هزاران معترض کشته و مجروح شدهاند یا نشدهاند. آزادی ایرانیان، و آزادی هیچ ملت دیگری، در چشم ترمپ دو پول ارزش ندارد. تصمیم ترمپ را فقط یک چیز تعیین میکند: این که احساس و ترجیح ترمپ در فلان مقطع خاص زمانی به چه مایل باشد- به ساختن یا سوزاندن، به حمله یا آشتی، به جنگ یا صلح، به جدایی یا همدستی. هیچ بعید نیست که ترمپ با خامنهای کنار بیاید و اصلا از یاد ببرد که چند روز پیش در حمایت از معترضان ایرانی چه گفته بود. وقتی پای ترمپ در میان است، هیچ معلوم نیست که دست طالع شما را در کدام سمت او مینشاند؛ چرا که او میتواند هر آن شما را بنوازد یا از هستی ساقط کند. تکیه کردن بر چنین شاه متلونالمزاجی بسیار خطرناک است.