لوی افغانستان در برابر لوی پاکستان

اطلاعات روز
اطلاعات روز

آیا افغانستان می‌تواند روزی رویای افغانستان بزرگ یا «لوی افغانستان» (در ادبیات سیاسی ناسیونالیست‌های افغان) را تحقق ببخشد؟ اگر پاکستان تصمیم بگیرد که طرح مشابهی را به نام «پاکستان بزرگ» دنبال کند، رابطه‌ی افغانستان و پاکستان چه صورتی خواهد یافت؟ آیا اساسا توسعه‌ی سرزمین (از طریق الحاق خاک موجود دیگران به کشور خود) در چهارچوب حقوق بین‌الملل شدنی است؟ اگر چنین چیزی شدنی باشد، از میان آنانی که خیال توسعه‌ی سرزمین خود را در سر دارند، چه کسانی توفیق انجام این کار را خواهند یافت؟ سخن اصلی این نوشته این است که افغانستان کم‌ترین چانس کامیابی در تحقق این طرح را دارد. 

در نزدیک به یک‌ونیم‌دهه‌ی اخیر، نظم بین‌المللی برپاشده در دوران پس از جنگ سرد دگرگونی‌های عمیقی را از سر گذرانده است. اگر برای مدتی طولانی کسی نمی‌توانست ممنوعیت قانونی تصرف یا الحاق سرزمین دیگران را نادیده بگیرد، ولادیمیر پوتین در روسیه و دونالد ترامپ در امریکا این ممنوعیت را بسیار کمرنگ کردند. روسیه با الحاق شبه‌جزیره‌ی کریمه (در سال ۲۰۱۴) عملا نشان داد که قوانین و مقررات بین‌المللی در زمینه‌ی عدم تصرف و الحاق سرزمین را می‌توان کنار گذاشت. دونالد ترامپ نیز دیری است که از تصرف گرینلند و الحاق بخش‌هایی از کشورهای دیگر (از جمله کانادا و مکزیک) به امریکا سخن می‌گوید. به این ترتیب، آنچه روزگاری در حقوق بین‌المللی تابو تلقی می‌شد، در دست این سیاستمداران به یک اصل قابل‌چالش و حتا قابل چشم‌پوشی تنزل داده شده است.

حال، پدید آمدن این فضای نسبتا جدید، برای افغانستان و رابطه‌اش با پاکستان دو پی‌آمد قابل بحث دارد: یکی این‌که در این فضا افغانستان شاید بتواند مشروعیت تاریخی معاهداتی چون خط دیورند را با رویکردی جدید زیر سوال ببرد؛ یعنی دعوای سرزمینی خود با پاکستان را از حالت یک پرونده‌ی کلاسیک در حقوق بین المللی خارج سازد و آن را با شیوه‌های زورآورانه (مثلا تقویت تروریسم در داخل خاک پاکستان و حمایت از گروه‌های جدایی‌طلب در آن کشور) تعقیب کند. اما در سویی دیگر، کنار گذاشتن مجاری کلاسیک در چارچوب حقوق بین‌المللی می‌تواند کاملا خلاف‌پرور باشد. به این معنا که وقتی اصل منع الحاق سرزمین تضعیف شود، آن که در این بازی دست بالا را خواهد داشت، کشور قدرتمندتر (در اینجا پاکستان) خواهد بود و نه افغانستان. در چنین وضعیتی، کشوری مانند پاکستان -با توان نظامی، انسجام نهادی و حمایت‌های بین‌المللی بیشتر- می‌تواند از همین فضای درهم‌ریخته برای اعمال فشار یا حتا پیشبرد سیاست‌های تهاجمی‌تر در برابر افغانستان کار بگیرد. آن وقت، مفهوم «پاکستان بزرگ» نیز، هرچند هنوز فقط میان بعضی ناسیونالیست‌های توسعه‌طلب پاکستانی مطرح است و بیشتر معطوف به مناطق مورد منازعه با هند است، ممکن است در مورد افغانستان واقعا به یک برنامه‌ی عملی تبدیل شود. 

رخنه‌ای که از جهت پیش‌گفته در نظم بین‌المللی افتاده، برای افغانستان فرصت چندانی برای کارزارهای توسعه‌جویانه‌ی سرزمینی فراهم نمی‌کند. دلیلش ضعف افغانستان از هر نظر است. در افغانستان دیگر حتا اجماعی در این باب وجود ندارد که بخشی از مناطق آن سوی خط دیورند متعلق به افغانستان هست یا نیست. به بیانی دیگر، اگر همین امروز از مردم افغانستان پرسیده شود که آیا خط دیورند را به عنوان مرز مشروع میان افغانستان و پاکستان قبول دارند یا ندارند، انتظار این است که همه یا اکثریت مشروعیت این مرز را قبول نداشته باشند. به این دلیل ساده که دعوای سرزمینی باید چنین پشتوانه‌ی ملی قوی داشته باشد. اما چنین پشتیبانی وسیعی برای این خواست وجود ندارد. حتا بدون آمارگیری هم می‌توان دریافت (از روی مباحثی که در رسانه‌ها در این باب راه می‌افتند) که اکثر تاجیک‌ها، اکثر هزاره‌ها و اکثر اوزبیک‌های افغانستان خط دیورند را به عنوان مرز مشروع و فیصله‌شده میان دو کشور قبول دارند.

افغانستان نه اجماع داخلی لازم برای به چالش کشیدن خط دیورند را دارد و نه (حتا اگر این اجماع وجود داشت) از توانایی نظامی، اقتصادی و سیاسی مورد نیاز برای تحقق بخشیدن به خواست خود بهره‌مند است. با این حساب، اگر اشغال و الحاق سرزمین دوباره در جهان رسم شود، چانس افغانستان برای این‌که «لوی افغانستان» شود، بسیار ناچیز است. اما اگر پاکستان اراده کند که در مناطق مرزی خود با افغانستان طرح «Greater Pakistan» را اجرا کند، مجال و امکانات بهتری برای اجرای چنان طرحی خواهد داشت. به همین دلیل، دنبال کردن شعار «لوی افغانستان»، در چارچوب نظم جدید پساترامپی و پساپوتینی، نه تنها سودی برای افغانستان ندارد که ممکن است اندیشه‌ی پاکستان بزرگ در ذهن ناسیونالیست‌های تندرو پاکستانی را بیشتر فعال کند. تفاوت افغانستان و پاکستان در این نظم جدید این است که پاکستان عملا قدرت توسعه‌طلبی (حداقل در برابر مناطقی از افغانستان) را دارد و افغانستان حتا حکومت مشروعی ندارد که با مردم خود افغانستان در این باب سخن بگوید. این است که طرح لوی افغانستان این خطر را با خود حمل می‌کند که به جای «لوی» ساختن افغانستان به بزرگ‌تر شدن پاکستان در مناطق مرزی متعلق به افغانستان منتهی شود. فعلا بزرگ ساختن پاکستان پاره‌ای از سیاست رسمی حکومت آن کشور نیست و ایده‌ی پاکستان بزرگ (پس از مطرح شدنش در قریب به یک قرن پیش) هیچ وقت به صورت جدی در هیچ جهتی دنبال نشده است. اما اصرار بر اندیشه‌ی لوی افغانستان می‌تواند این فکر را در میان پاکستانی‌ها تقویت کند که حالا، با استفاده از فضای بین‌المللی جدید، بهترین موقع برای اشغال و الحاق بخش‌های دیگری از خاک افغانستان به پاکستان است. گاه شما به یاد دشمن‌تان می‌دهید که او چه گونه می‌تواند به شما آسیب بزند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه