close

خوانش انتقادی اِسلاوُی ژیژِک بر شگردهای رسانه‌های جمعی

امین فرهنگ‌پور

«اگر چه تکنالوژی منبعث از ذهن و عمل انسان است؛ ولی انسان هر دوره، خود زاییده‌ی تکنالوژی زمان خویش است. هر تکنالوژی، بشر را به تدریج در فضای تازه‌ای قرار می‌دهد و هر فضای تازه، عاملی تعیین‌کننده در سرنوشت و زندگی بشر به شمار می‌رود.»

مک‌لوهان

درآمد

در عصر دیجیتال، زندگی انسان‌ها سخت زیر تأثیر رسانه‌ها قرار دارد. رسانه‌ها به‌رغم این‌که به‌مثابه‌ی بزرگ‌راه‌های اطلاعاتی و ارتباطی، نقش بسیار مهم و مثبتی در زندگی ما دارند؛ ولی در بسیاری از موارد با نشر اطلاعات نادرست (Misinformation) و اخبار جعلی (Fake News)، افکار عمومی را زیر تأثیر قرار می‌دهند و آسیب‌پذیری ما را از نظر روانی و فکری، بیشتر می‌‌‌کنند. بنابراین، بسیاری از رسانه‌ها در عصر دیجیتال، در پی بیان واقعیت‌ها نیستند و «به‌جای اعتلا و ارتقای سوژگی انسان، او را به سمت نوعی از انفعال و ابژگی هدایت می‌‌کنند. رسانه‌ها تنها یک ابزار انسانی‌اند و کارکرد این ابزار بیشتر به این بستگی دارد که در دست چه کسانی باشد. در وضعیتی که رسانه‌ها ابزاری در جهت نظام سرمایه‌داری و نظام سلطه و دولت‌ها باشند، گرایش آن‌ها به سمت اختگی مخاطب و انفعال او است.»[۱] پس از رسانه‌‌‌ها می‌توان به‌عنوان وسایل ارتباطی هدفمند، آگاهی‌‌دهنده و گاهی هم خطرناک یاد کرد.  

آنچه در این جستار می‌خوانید دیدگاه و خوانش انتقادی اِسلاوُی ژیژِک بر شگردهای رسانه‌های جمعی است. ژیژک در تحلیل‌های رسانه‌ای خود نشان می‌دهد که رسانه‌ها چگونه می‌توانند به تحریف یا پوشش‌‌دادن «امر خیالین» کمک کنند. او باور دارد که رسانه‌ها با ارائه‌ی تصاویری از واقعیت، تلاش می‌کنند تا احساسات و تجربیات عمیق انسانی را ساده‌سازی کنند و به این ترتیب، ما را از مواجهه با واقعیت‌های دشوار دور نگه دارند.

 اسلاوی ژیژک و نظام اندیشگانی او

اِسلاوُی ژیژِک (زاده‌ی ۱۹۴۹)، فیلسوف، نظریه‌پرداز، روان‌کاو، جامعه‌شناس و منتقد فرهنگی چپ اسلوونیایی است[۲] که بافعالیت‌های چشم‌گیر علمی و فلسفی به‌عنوان فیلسوف پرکار و جنجالی در سراسر جهان یاد می‌شود. تفسیر روانکاوانه از بنیادگرایی، نقد نظام سرمایه‌داری، جهانی‌سازی، پسامدرنیسم، چندفرهنگ‌گرایی، سوبژکتیویته، خشونت و… از اهم موضوعاتی است که ژیژک درباره‌ی آن حرف می‌زند و همواره می‌نویسد.

نظام اندیشگانی او آمیزه‌ای از گوشه‌های «سنت فلسفی هگلیسم»، «روان‌کاوی لاکان» و «مارکسیسم سیاسی» است. یا به ‌دیگر سخن، ژیژک که متأثر از مارکسیسم با خوانش آلتوسری و روان‌کاوی با رویکرد لاکانی است، با بازنگری فلسفه‌ی سوژه، به جایگاه ویژه‌ای در میان فیلسوفان و اندیشمندان مدرن و پست‌مدرن دست یافته است. او با ارائه‌ی یک نظریه‌ی فرهنگی و سیاسی-انتقادی به چگونگی کارکردهای جامعه‌ی سرمایه‌داری، به‌ویژه در اشکال «پست مدرن» می‌‌پردازد.

اسلاوی ژیژک در آثار خود به تحلیل عمیق و پیچیده‌ای از سوژه در بستر سرمایه‌داری متأخر (سرمایه‌داری لیبرال) می‌پردازد و به این نکته تأکید دارد که سوژه‌ی معاصر، به‌واسطه‌ی نیروهای اجتماعی و اقتصادی حاکم، دچار نوعی سوژه‌زدایی و چندپارگی هویتی شده است. او به تحلیل فاصله‌ای که انسان معاصر از درک واقعی این مفاهیم دارد، می‌پردازد و در ادامه، به چالش اساسی تفکر مدرن، یعنی فقدان سوژه‌ای که بتواند خود را بشناسد و چندپارگی آن، توجه می‌کند.

ژیژک آموزه‌های هگلیسم را در آیینه‌ی روان‌کاوی لاکان بازخوانی و تفسیر می‌کند و این روان‌کاوی را نیز در آیینه‌ی هگلیسم؛ یعنی شماری از مفاهیم این دو سنت فکری را باهم تلفیق می‌کند. همچنان از رهگذر این بازخوانی دوسویه، گفتمان ضد سرمایه‌داری خویش را برپا می‌دارد.[۳]

همچنین در لابلای نوشته‌های او علاوه بر آموزه‌های «مارکس»، «هگل» و «لاکان»، آموزه‌ها و نشانه‌هایی از اندیشمندان و دانشگاهیانی چون «ژاک رانسیر»، «جودیت باتلر»، «زیگموند فروید»، «آلن بدیو»، «اِتین بالیبار»، «ژاک دریدا» و «ژیل دُلوز» دیده می‌شود که ژیژک جهت بارورساختن اندیشه‌های فرهنگی و سیاسی خود، از آنان استفاده می‌کند. در این میان «آلن بدیو» و «لاکان» نسبت به دیگران جایگاه ویژه و تعیین‌کننده‌تری در نظام اندیشگانی او دارند.

رابطه‌ی سرمایه‌داری و رسانه‌های جمعی با امر خیالین

در فلسفه‌ی پست‌مدرن، ایده‌ای وجود دارد که حقیقت مطلق وجود ندارد و هر چیزی که ما به‌عنوان واقعیت می‌شناسیم، تحت تأثیر بافت‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. ژیژک که اغلب او را اندیشمند پست‌مدرن می‌نامند، در مصاحبه‌ای که با «اولریش گوتمایر» و «کریس فلور» انجام داده است، می‌گوید: «…ما تنها از طریق دنیای مجازی به‌گونه‌ای Retroactive [بازگشت به گذشته] فهمیدیم که دنیای واقعی وجود ندارد و هرآنچه هست، دنیای مجازی است.»[۴]

سخن ژیژک به این معنا است که واقعیت به خودی خود جدا از تفسیرها، نشانه‌ها و ساختارهای اجتماعی نیست؛ آنچه ما به‌عنوان «واقعیت» درک می‌کنیم، بیشتر تحت تأثیر نشانه‌ها، فرهنگ و تفاسیر اجتماعی قرار دارد. بنابراین، واقعیت یک پدیده‌ی عینی نیست؛ بل‌که چیزی است که ما از طریق زبان و فرهنگ خود آن را می‌سازیم.

به‌طور کلی، ژیژک در تلاش است تا نشان دهد واقعیت چیزی نیست که بتوانیم به سادگی آن را مشاهده کنیم و بپذیریم؛ بل‌که یک ساختار پیچیده و چندلایه‌ای است که به تحلیل و بررسی عمیق‌تر نیاز دارد. او همچنین به تأثیر رسانه‌ها و دنیای مجازی بر درک ما از واقعیت اشاره می‌کند و معتقد است که این عوامل می‌توانند تصورات ما از واقعیت را شکل و تغییر دهند.

ژیژک بر این گزاره‌ی سلبی و نفی‌کننده‌ی ژاک لاکان (١٩٠١-١٩٨١) «دیگری بزرگی وجود ندارد[۵]» پای می‌فشارد و این «نبود» را چنین تفسیر سیاسی می‌کند که در جهان امروز موجودیت «دیگری» از حیطه‌ی اراده، انتخاب و آگاهی ما بیرون است. «آیا این یک امر مسلم نیست که ما، افراد انسانی، امروزه بیش از هر زمان دیگر احضار و استیضاح می‌شویم، آن‌هم بی‌آن‌که از این کار آگاه باشیم‌؟ هویت ما که برای دیگری بزرگ تشکیل داده شده، متشکل است از یک دسته پرونده‌های اطلاعاتی شماره‌گذاری‌شده‌ی طبی، پولیسی، تربیتی و غیره که از بیش‌ترشان آگاهی نداریم… پس تن‌سپردن به چنین نظم و وضعیتی، به این “دیگری” ناموجود در دنیای اراده و آگاهی، تا ابد تحمل‌پذیر نمی‌تواند باشد[۶]

در روان‌کاوی لاکانی، عرصه‌ی زندگی روزمره به سه ساحت، یعنی امر خیالین (امور انتزاعی و دور از واقعیت)، امر نمادین (امور ایدئولوژیک و ذهنی) و  امر واقع (تجربه‌های عینی و بعضا تلخ و منفی همچون اضطراب‌ها و صدمه‌ها) و… تقسیم می‌شود.

ژیژک هم‌زمان سه مفهوم «نظم نمادین»، «نظم خیالی» و «نظم واقعی» را که تشکیل‌دهنده‌ی سه‌گانه‌ی روان‌شناختی لاکان است در توضیح وضعیت وجودی و کارکردهای امور مورد گفت‌وگوی خود به‌کار می‌گیرد و «خوانش تازه‌تری از این سه‌گانه در جهت تأیید و قبولانیدن نظریات خاص خویش ارائه می‌کند.»[۷] او همچنین به‌ پیروی از لاکان، جای‌جای بر اهمیت و اولویت وجه نمادین این امور تأکید دارد.

امر خیالین به‌طور کلی به آن جنبه از واقعیت اشاره دارد که فراتر از تجربه‌ی حسی و ادراک ما قرار دارد. این مفهوم به ‌نوعی به آنچه که نمی‌توانیم به‌طور کامل درک یا بیان کنیم، مرتبط است. در واقع، امر خیالین به آن چیزی اشاره دارد که همیشه در پس‌زمینه قرار دارد و نمی‌توان آن را به‌طور مستقیم مشاهده کرد. مثلا وقتی کودکی به ‌دنیا می‌آید تا مدتی هیچ‌گونه شناختی از اعضای بدنش ندارد؛ فقط بی‌جهت تکان شان می‌دهد. این ساحت، «ساحت خیالی» است. به سخن شون هومر، «امر خیالین مانند سدی است تا سوژه از حقیقت وجودی خویش آگاهی نیابد.»

ژیژک به مفهوم «امر خیالین» به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در نظریه‌های روان‌کاوی و فلسفی خود اشاره می‌کند. به‌طور کلی، مفهوم «امر خیالین» در اندیشه‌ی ژیژک، ابزاری برای تحلیل پیچیدگی‌های واقعیت اجتماعی و فرهنگی است. او با استفاده از این مفهوم، تلاش می‌کند تا نشان دهد چگونه ایدئولوژی‌ها و رسانه‌ها می‌توانند بر تجربه‌های انسانی تأثیر بگذارند و ما را از مواجهه با واقعیات عمیق‌تر دور کنند.

ژیژک معتقد است که دنیای سرمایه‌‌داری، عصر اطلاعات و جهان دیجیتالی به هرنوعی «انسان مدرن» را به‌سوی نوعی کشش اجباری بنیادین برای ژوئی‌سانس (Enjoyment) وادار می‌کند. طبق نوشته‌ی فروید در «تمدن و ملالت‌هایش»، ژوئی‌سانس به معنای لذتی است که به درد منتهی می‌‌شود؛ ولی مفهوم ژوئی‌سانس در روان‌کاوی «لاکان» خیلی پیچیده است و نمی‌‌‌توان آن را در چند جمله تعریف و فهم کرد؛ «اما در ساده‌‌ترین بیان می‌‌توان آن را ناخشنودی، ملال و دهشت بغرنج در نظر گیریم که در تقابل با اصل لذت است. لذتی است که لذت نیست یا لذتی که با درد توأم است. یک میل ممتد که هیچ‌گاه پاسه نخواهد گرفت و با ارضای جدید به میل تازه منجر خواهد شد.»[۸]

ژیژک در تحلیل‌های خود به مفهوم «اجبار به لذت» (Compulsion to Enjoy) توجه ویژه‌ای دارد. یکی از شگردهای منطق نظام سرمایه‌‌داری یا جهان مصرفی، اجبار به لذت‌بردن است؛ لذت از خرید، لذت از خوردن، لذت از بدن و سکس، لذت از سرعت و… این مفهوم به نوعی به فشارهای اجتماعی و فرهنگی اشاره دارد که فرد را به‌دنبال لذت‌جویی و تجربه خوشی‌های فوری می‌کشاند و در این فرآیند از رسانه‌ها و تبلیغاتش به‌عنوان ابزار استفاده می‌کند تا به مخاطبان خود بقبولاند که آن لذت واقعی در مصرف کالایی است که ما آن را می‌فروشیم، لذت واقعی در خرید این خانه، این موتر، این لباس، این دارو، انجام عمل جراحی زیبایی و… است.

ژیژک در این‌جا باور دارد که باید به منطق روانی اجبار به لذت توجه داشت: «وقتی لذت‌بردن  اجباری می‌شود، دیگر چندان خوش‌آیند نیست.» ژیژک در بحث‌های خود درباره‌ی «اجبار به لذت»، به نحوی به فیلم «مانتی پیتون» (Monty Python) که با طنز و کنایه به نقد فرهنگ مصرف‌گرایی، رفتارهای انسانی و انتظارات اجتماعی می‌پردازد، اشاره می‌کند.

ژیژک معتقد است که بین امر واقعی (سرمایه و پول)، امر خیالی (رسانه‌های جمعی) و امر نمادین (ایدئولوژی) ارتباط ناگسستنی وجود دارد. هویت‌سازی و هویت‌یابی سوژه در بستر نظم نمادین صورت می‌گیرد که در آن صحنه‌گردان اصلی، دیگریِ بزرگ یا همان ایدئولوژی نظام سرمایه‌داری است. «منظور واقعی ژیژک در این‌جا فرجام مناسبات تنش و کشمکش میان “سوژه” و قدرت سیاسی استثمارگر است؛ چنین قدرتی در صدد است تا “سوژه” و تمایل‌ورزی او را مطیع نظم حاکم گرداند.»[۹]

به‌باور ژیژک، واقعیت در جهان امروزی، بیشتر تحت تأثیر فضای دیجیتالی و پسامدرن قرار دارد و گروه‌‌‌هایی که قدرت رسانه‌ای دارند و یا به فضای مجازی مانند اینترنت دسترسی دارند، به دست‌کاری هویت سوژه‌ها و بازنمایی خیال خود در قالب واقعیت مبادرت می‌ورزند؛ زیرا در جوامع معاصر، «سرمایه» به‌عنوان یک «امر واقعی»، جنبه‌ی حیاتی دارد و رسانه‌ها نیز یک امر واقعی خیالی و سازنده‌ی هویت‌اند.

به‌باور او، رسانه‌‌‌ها مانع دیدن عرصه‌‌‌ی واقعی جهان برای انسان مدرن می‌‌شوند؛ یعنی در واقع رویدادها و عاملان انسانی نیستند که دنیای مان را می‌سازند، بل‌که این رسانه‌ها هستند که واقعیت‌های کاذب را می‌آفرینند یا بازآفرینی می‌کنند و نمایش می‌دهند و روا را ناروا و حق را باطل جلوه می‌دهند. در چنین حالتی «امر خیالین مانند سدی است تا سوژه از حقیقیت وجودی خویش آگاهی نیابد.»[۱۰] بسیاری از رسانه‌‌‌‌‌ها از «کم‌هوشی»، «بی‌دقت‌بودن»، «ساده‌لوحی»، «سوگیری‌شناختی» و «پژواک باور» مردم استفاده می‌کنند و با نشر گزارش یا اطلاعات فانتزی از آن‌ها می‌‌‌خواهند بپذیرند گویا «روح یک استخوان است» یا «گربه در هوا پرواز می‌کند».

همان‌طور که برنارد ویلیامز (۱۹۲۹ – ۲۰۰۳) در کتاب «جستاری در تبارشناسیِ حقیقت و حقیقت‌گویی» چنین نوشته است: «اگر کسی به گزاره‌ای باور دارد و معلوم شود که اشتباه است، نتیجه‌اش این نیست که آن شخص نباید به آن گزاره باور می‌داشته است، بل‌که نتیجه این است که اگر نادرستی یک باور را فهمیدیم، باورمندی‌مان به آن گزاره را نباید ادامه دهیم.»[۱۱]

به‌باور ژیژک، آنچه را که رسانه‌ها از فجایع، جنگ و شرارت‌های آدمی به نمایش می‌گذارند، گزینشی و سطحی است و تصویر کلی از خشونت و عوامل ایجادکننده‌ی آن را به تصویر نمی‌کشند که در پس این همه خشونت، جنگ، شرارت و فجایع چه دست‌های پنهان و پیدایی وجود دارد. در واقع این رسانه‌ها و صحنه‌گردانان آن‌ها و شیوه‌های به تصویرکشیدن روزمره‌ی وقایع سبب می‌شود تا ما تحت تأثیر قرار بگیریم و نتوانیم میان سه‌گانه‌ای (امر واقعی، امر نمادین و امر خیالی) تفکیک قایل شویم و بنیادهای عینی خشونت‌ها و عوامل آن را درک کنیم.

سخن پایانی

ژیژکخوانش انتقادی سخت و بی‌گذشت در برابر نظام سرمایه‌سالاری و جهان‌گستری آن برگزیده‌ است و از رهگذر تأملات فلسفی آمیخته با انتقاد، سیاست‌‌های حاکم بر جوامع سرمایه‌‌داری را سخت به چالش کشیده و خواهان دگردیسی سیاسی و اجتماعی بنیانی در این جوامع است. به‌گفته‌‌ی وی، سرمایه‌‌داران «در جهانی زندگی می‌کنند که در چارچوب خیالی و ایدئولوژیکش، طبقه‌ی فرودستی که دنیا را فرا گرفته، اصلا وجود ندارد.»[۱۲]

او به تحلیل نحوه‌ای که رسانه‌ها می‌توانند احساسات، تمایلات و حتا هویت‌های فردی و جمعی را تحت تأثیر قرار دهند، می‌پردازد. در این راستا، او به مفهوم «سرگرمی» در رسانه‌ها اشاره می‌کند و این‌که چگونه این سرگرمی می‌تواند به نوعی فرار از واقعیت و مسائل جدی اجتماعی تبدیل شود.

یکی از دغدغه‌ها و چالش‌های مهمی که در عصر امروز با آن درگیریم، پخش اخبار و اطلاعات -خواه درست یا نادرست- از سوی رسانه‌‌ها است. به سخنی ما با حجم عظیمی از اخبار و اطلاعات توسط رسانه‌ها بمباران می‌شویم. پرسش اصلی این‌‌جا است که ما در مواجهه با این همه اخبار و اطلاعاتی که همه‌روزه از سوی رسانه‌ها نشر و پخش و نمایش داده می‌شوند، چه کار کنیم و چگونه خود را مدیریت نماییم؟ «ژیژک» پاسخی به این پرسش ارائه نمی‌کند و به نظر می‌رسد ما قبل از این‌که به رسانه‌ها، اطلاعات و سخنان تحلیل‌گران اعتماد کنیم، به «عقل» خومان اعتماد کنیم که چه چیز درست است و چه چیز نادرست. سواد رسانه‌ای پیدا کنیم و زودتر قضاوت نکنیم. از جانب دیگر، هدف خود را از دیدن و شنیدن اخبار و اطلاعات رسانه‌‌‌ها مشخص کنیم و از خود بپرسیم که هدف من از دریافت این اخبار و اطلاعات چیست؟ می‌خواهم با این اطلاعات چه کنم؟ همچنان به ظرفیت روحی و روانی خود توجه کنیم و از خود بپرسیم که آیا می‌توانیم با شنیدن این همه اخبار و اطلاعات، تاب بیاوریم و گرفتار مشکلات روحی و روانی نشویم؟

یادداشت‌ها:

(۱). برای مطالعه‌ی بیشتر نگاه کنید به: سردار محمدی و اکرم حمیدیان، تراژدی مرگ سوژه در عصر رسانه‌ها، تهران: نشر ساقی، ۱۳۹۸.

(۲). بنگرید به:

Adam Kotsko. “How to Read Žižek” in Los Angeles Review of Books. Sept. 2, 2012. Link: https://lareviewofbooks.org/article/how-to-read-zizek.

 (۳). برای مطالعه‌ی بیشتر بنگرید به:

  • اسلاوی ژیژک، لاکان به روایت ژیژک، ترجمه فتاح محمدی، تهران: اندیشه، ۱۴۰۱.
  • سلاوی ژیژک، چگونه لاکان بخوانیم،ترجمه علی بهروزی، تهران: نشر نی، ۱۴۰۲.
  • Slavoj Žižek, The Sublime Object of Ideology, (London: Verso, 2008)

 (۴) ر.ک: علی بختیار، داعش: خشونت شرقی و نقد عقل فاشیستی، ترجمه‌ سردار محمدی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۹۴.

(۵). لاکان گزاره‌ی معروفی دارد: «Il n’y a pas de Grand Autre» یعنی دیگری بزرگ هم وجود ندارد. آن نظام نمادینی که من می‌خواهم به آن چنگ بزنم و آویزان شوم، آن هم وجود ندارد. لاکان می‌گوید که ما این نظام نمادین را برای این می‌‌‌‌سازیم یا برای این وجود دارد که انسان می‌خواهد به همه چیز نظمی بدهد. ر.ک:

Lacan, Jacques, Four Fundamental Concepts of Psychoanalysis. Jacques-Allen

Miller, ed., Alan Sheridan, trans., Harmondsworth: Penguin Books Ltd., 1979.

(۶). علی شریعت کاشانی (۷ خرداد ۱۳۹۵)، «روانکاوی و ایدئولوژی: اسلاوُی ژیژک و دیدگاه لاکانی ـ مارکسیستی او»، رادیو زمانه، به نقل از:

S. Žižek, Le sujet qui fâche, Traduction S. Kouvélakis, Paris, Flammarion, (2007)  p. 347.

(۷). بنگرید به:

Slavoj Žižek, A travers le réel: Entretiens avec Fabien Tarby, Nouvelles Editions Lignes, 2010, p. 19.

(۸). برای مطالعه‌ی بیشتر بنگرید به:

Jacques Lacan, Le Séminaire, Livre IV, La relation d’objet (1956-57), texte établi par J.-A. Miller, Paris, du Seuil, 1994, p. 241 & Jacques Lacan, Propos directifs pour un congrès sur la sexualité féminine (1958), Écrits, o.c., p. 727.

(۹). علی شریعت کاشانی (۷ خرداد ۱۳۹۵) «روانکاوی و ایدئولوژی: اسلاوُی ژیژک و دیدگاه لاکانی ـ مارکسیستی او»،  سایت رادیو زمانه، در:

https://www.radiozamaneh.com/279801.

(۱۰). شون هومر، ژان لاکان، ترجمه‌ علی جعفری و ابراهیم طاهایی، تهران: ققنوس، چاپ هفتم، ۱۴۰۰. ر.ک:

Sean Homer, Jacques Lacan, New York: Routledge, 2005, p25.

(۱۱). Bernard Williams, Truth and Truthfulness: An Essay in Genealogy, Published by: Princeton University Press, 2002: https://www.jstor.org/stable/j.ctt7ssz4

(۱۲). اسلاوی ژیژک، ابتدا تراژدی، سپس مضحکه، ترجمه‌ کامران برادران، تهران: نیما، چاپ اول، ۱۴۰۱، ص۱۵.