close
pexels

چرا مردم دنیا از اسلام می‌هراسند؟

دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، گواهی داده که افزایش اسلام‌هراسی و تعصب علیه مسلمانان مایه‌ی نگرانی است. حال، سوال این است که چرا اسلام‌هراسی افزایش یافته است. به طور کلی، پاسخی که خود مسلمانان به این سوال می‌دهند با پاسخی که غیرمسلمانان (از جمله اسلام‌هراسان) می‌دهند، تفاوت دارد. مسلمانان اسلام‌هراسی را غالبا معلول توطئه‌ی حق‌ستیزان و سند حقانیت دین خود می‌دانند. آنان می‌گویند که «دیگران» چون می‌دانند که در برابر حقانیت اسلام حرفی برای گفتن ندارند، سعی می‌کنند درخشش‌های انکارناپذیر این دین را بپوشانند و از آن تصویری سیاه و مخدوش بپردازند تا جلو تشرّف نامسلمانان به دین مبین اسلام را بگیرند. بسیاری از مسلمانان بر این باوراند که جهان کفر هیچ پاسخی در برابر دلایل روشن مسلمانان و کتاب مقدس‌شان ندارد و به همین خاطر، از سر لج و عناد، راه دشمنی با اسلام را در پیش گرفته‌ است. طبق این باور، منکران و معاندان حقیقت‌گریز از گسترش اسلام در سراسر جهان می‌ترسند و به همین خاطر از هیچ وسیله و شیوه‌ای برای تخریب اسلام دریغ نمی‌کنند. این مسلمانان باور دارند که نصرت با اسلام است و روزی تمام دنیا در برابر اسلام سر خم خواهد کرد.

پاسخی که اسلام‌هراسان به سوال «چرا اسلام‌هراسی افزایش یافته است؟» می‌دهند، روی دیگر همان پاسخ بالاست- روی مخالفش. اسلام‌هراسان اسلام را همچون آیینی بسیار ترسناک معرفی می‌کنند که به هرجا برسد جز وحشت و ویرانی و خشونت با خود نمی‌آورد. می‌گویند اسلام اگر به اروپا یا امریکا و سرزمین‌های دیگر غالبا مسیحی نفوذ خود را بگستراند، دین و فرهنگ و امنیت و راه و رسم زندگی مردمان این سرزمین‌ها را برباد خواهد داد. این اسلام‌هراسان در اسلام جز ترور و ویرانی چیز دیگری نمی‌بینند و نمی‌یابند. به نظر آنان، ترسی که آنان از اسلام دارند و هراسی که از اسلام در دل دیگران می‌کارند، کاملا موجه است.

تصویر واقعی‌تر کجاست؟

واقعیت این است که واقعیت پیچیده است. بحث حقانیت اسلام یا حقانیت هر دین دیگری یک بحث بیهوده است. هر کس آیین خود را برحق می‌داند و تاریخ گواه است که هیچ کس نتوانسته دلیلی بیاورد که نشان بدهد دین او حقانیت مطلق یا حقانیت بیشتری دارد. مبلغان و متکلمان مسلمان گاه با حرارت بسیار اعلام می‌کنند که حاضراند با هر یهودی و مسیحی و بودایی و کافر و… مناظره کنند و اثبات کنند که اسلام برحق است. اما این مناظره‌ها در پانزده قرن گذشته شده‌اند و هیچ کسی نتوانسته برتری آیین خود را اثبات کند. آنانی که در جبهه‌ی مخالف، یعنی در اردوی اسلام‌هراسان، قرار دارند نیز کوششی بیهوده می‌کنند که نشان بدهند همه‌ی مسلمانان تفسیر و تعبیر واحدی از ایمان و اسلام دارند و هر کس که مسلمان است یک ستیزه‌جوی رادیکال متعصب هم هست که تمام آرزویش جهاد در برابر کفار است. این تصویر اغراق‌آمیز بر تعمیمی استوار است که تنوع مسلمانی و وجود اندیشه‌های گوناگون در جوامع اسلامی را کاملا نادیده می‌گیرد.

با این حساب، نه اسلام و مسلمانی فقط آن چیزی است که اسلام‌هراسان معرفی می‌کنند و نه این اسلام‌هراسی واکنشی است در برابر حقانیت بی‌چون‌وچرای اسلام. عوامل هویتی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دیگری نیز در کارند که تنور اسلام‌هراسی را گرم می‌کنند و گاه داغ می‌سازند.

اما پاسخ دیگری هم هست که می‌توان به پرسش «چرا اسلام‌هراسی افزایش یافته است؟» داد. آن پاسخ، که مسلمانان چندانش نمی‌پسندند، این است:

حتا اگر دین اسلام دین شفقت و صلح و علم‌دوستی باشد (که ادعای بسیار دشواری است)، مسلمانان دیری است که اسلام را در میان خود و برای بیرونیان چنین آیینی معرفی نمی‌کنند. به این معنا که رفتار و گفتار مسلمانان هم در میان خودشان و هم در برابر دیگران طوری است که در آن کمتر نشانی از شفقت و صلح و علم‌دوستی دیده می‌شود. اگر همه‌ی مسلمانان چنین نیستند، تعداد گروه‌ها و افراد مسلمانی که زندگی را در کام خود مسلمانان و دیگران تلخ کرده‌اند در حدی هست که سبب شود مردم دنیا از اسلام بهراسند. به بیانی بهتر، اگر اسلام‌هراسان بی‌انصاف نتوانند قطعا اثبات کنند که اسلام و مسلمانی آیین ترس‌آوری است، حداقل می‌توانند آن قدر نمونه‌ی عینی و زنده از خشونت و جهل مسلمانان برای ادعای خود بیاورند که مخاطبان‌شان «متقاعد» شوند. چه کسی می‌تواند بگوید که مسلمانان (به خاطر عقب‌ماندگی علمی خود) از کاروان تمدن عقب نیفتاده‌اند؟ چه کسی می‌تواند بگوید که مسلمانان بیشترین گروه‌های تروریست را نمی‌پرورند؟ چه کسی می‌تواند بگوید که کشورهای اسلامی بی‌ثبات‌ترین کشورهای جهان نیستند؟ چه کسی می‌تواند بگوید که اکثر کشورهای اسلامی توسط حکومت‌های استبدادی اداره نمی‌شوند؟ چه کسی می‌تواند بگوید که افراد و گروه‌های مسلمان پیوسته سهم بزرگی در فعالیت‌های تروریستی در کشورهای دیگر جهان ندارند؟  چه کسی می‌تواند بگوید که در کشورهای اسلامی دایما از پیروزی اسلام بر کفر سخن گفته نمی‌شود؟

وقتی «دیگران» می‌بینند و می‌شنوند که مسلمانان هم در نزاع داخلی خودشان دایما مشغول خونریزی و ویرانگری هستند و هم در برابر غیرمسلمانان پیوسته سخن از جهاد و غلبه می‌گویند، طبیعی است که تصویری که از اسلام پیدا می‌کنند یک تصویر هراس‌آور باشد (مخصوصا که فعالان اسلام‌هراس نیز در هراسناک‌تر ساختن این تصویر بکوشند). وقتی یک آلمانی در یک سال چند بار می‌شنود که حمله‌ی تروریستی در کشورش انجام شده و مهاجم هر بار «مسلمان یا مسلمان و افغان» بوده، بسیار دشوار است که از افغان‌هراسی و اسلام‌هراسی برکنار بماند.

آسان‌تر همان است که بگوییم اسلام‌هراسی توطئه‌ی کافران و دشمنان و گمراهان است. اما درست‌تر آن است که مسلمانان نیز سر در گریبان کنند و ببینند که چرا جاذبه‌ی‌شان این‌قدر کم و دافعه‌ی‌شان این‌قدر زیاد شده است. به بیانی دیگر، مسلمانان نیز باید از خود بپرسند: ما در کجا خطا می‌کنیم؟