صائمه فتحی
در سوم آگست امسال، یک پهپاد چهارپره پاسگاه پولیس «میریان» در بنو واقع در ایالت خیبرپختونخوا پاکستان را هدف حمله قرار داد که در آن دو افسر زخمی شدند. این حمله، چندمین حملهی پهپادی به این پاسگاه طی چند ماه اخیر بود و نشاندهندهی روند فزایندهی استفاده از پهپادهای نوع کوادکوپتر انفجاری علیه نیروهای امنیتی دولت پاکستان در این منطقه است. نیروهای پولیس پس از مشاهده پهپاد بهسوی آن تیراندازی کردند ولی موفق نشدند آن را سرنگون کنند و پهپاد به سمت منطقهی «بکاخیل» عقبنشینی کرد. دستیابی گروههای تروریستی به تکنولوژی پهپاد نشان میدهد که میدان نبرد میان دولتها و گروههای تروریستی نیز در حال دگرگونیهای بنیادین است.
چند هفته پیش، در هجدهم و نوزدهم جولای نیز، ایستگاه پولیس «میریان» دو بار هدف حملات پهپادی قرار گرفت؛ در حملهی نخست دو نیروی امنیتی زخمی شدند، اما در حملهی دوم هیچکس آسیب ندید. پیش از این، در دهم جولای، مهاجمان با استفاده از پهپاد و مواد منفجره به یک موتر پولیس و نیروهای مبارزه با تروریسم در منطقهی «نُرار» حمله کردند که باعث زخمی شدن یک سرباز و آسیب دیدن موتر پولیس شدند. پس از درگیری، مهاجمان با پهپادها فرار کردند. در نهم جولای نیز، دو حملهی پهپادی جداگانه در بنو رخ داد که در یکی یک زن کشته و سه کودک زخمی شدند و در دیگری پنلهای خورشیدی ایستگاه «میریان» آسیب دید. این حملات پیدرپی با پهپاد، زنگ خطر جدی برای امنیت پاکستان و افزایش تهدیدات نوین در این کشور است.
براساس گفتههای مقامهای امنیتی پاکستان در دو ماه اخیر منتهی به ۲۰ جولای، دستکم هشت حملهی پهپادی به مراکز نظامی در بنو و مناطق همجوار آن از سوی گروههای اسلامگرای شمالغرب پاکستان صورت گرفته است. مقامهای امنیتی پاکستان گروه تحریک طالبان پاکستان یا تیتیپی را عامل اصلی این حملات میدانند. به بیان ساده، برای نخستینبار در حافظهی تاریخی پاکستان، شبهنظامیان رادیکال این کشور از پرندههای هدایتشونده برای هدفگیری نیروهای دولتی استفاده کردند. پیشزمینهی این تغییر وضعیت به سالها فعالیتهای نظامی تیتیپی و همکاری با گروههای تروریستی در مناطق مرزی باز میگردد.
تولد تحریک طالبان پاکستان
ظهور تحریک طالبان پاکستان بهطور مستقیم با سقوط رژیم طالبان در افغانستان در سال ۲۰۰۱ و حملهی امریکا به این کشور گره خورده است. پس از این حمله، هزاران نفر از اعضای طالبان و القاعده به مناطق قبیلهای پاکستان، بهویژه وزیرستان و بخشهایی از خیبرپختونخوا و بلوچستان پناه بردند. این مهاجرت باعث آغاز پدیدهای بهنام «طالبانسازی» در این مناطق شد؛ به این معنا که طالبان افغانستان با همکاری رهبران محلی قبایل پشتون در این دو ایالت، جوانان قبیلهای و طلاب مدارس دینی شمالغرب پاکستان را برای جنگ علیه نیروهای امریکایی و ناتو جذب کردند.
پیش از تشکیل رسمی تحریک طالبان پاکستان در سال ۲۰۰۷، بسیاری از این نیروها در قالب گروههای محلی پراکنده فعالیت داشتند و از طالبان افغانستان از نظر لجستیکی و جذب نیرو حمایت میکردند. با کاهش فشارهای نظامی ارتش پاکستان در سال ۲۰۰۲ در وزیرستان، خلاء قدرتی در مناطق قبیلهای پدید آمد که طالبان پاکستانی نوپا از آن برای گسترش نفوذ، اعمال نسخهی خود از شریعت و به چالش کشیدن ساختارهای دولتی، سیاسی و قبیلهای استفاده کردند.
در دسامبر ۲۰۰۷، بیتالله محسود، فرمانده بانفوذ از وزیرستان جنوبی، تحریک طالبان پاکستان را بهصورت رسمی و بهعنوان یک سازمان چتری برای گروههای مختلف جنگجوی محلی بنیانگذاری کرد. یک شورای مشورتی متشکل از حدود ۴۰ رهبر جنگجوی محلی برای هماهنگی در مناطق قبیلهای و خیبرپختونخوا شکل گرفت. برخلاف طالبان افغانستان، رهبری تحریک طالبان پاکستان دارای آموزش مذهبی کلاسیک نبود، گرچه از واژگان و ادبیات مذهبی استفاده میکرد. این گروه به ایدئولوژی دیوبندی وابسته بود و اهداف خود را در سه محور دنبال میکرد: اجرای شریعت اسلامی، جهاد علیه امریکا و ناتو در افغانستان و مقابلهی نظامی با دولت پاکستان. مواضع تحریک طالبان پاکستان با برخی فرماندهان محلی شان چون حافظ گل بهادر و ملا نذیر که بیشتر به طالبان افغانستان و القاعده نزدیک بودند ولی تمایلی به حمله به ارتش پاکستان نداشتند، در تضاد بود. در این دوره، تحریک طالبان پاکستان شبکهای غیرمتمرکز و چندپاره بود که تصمیماتش ترکیبی از اهداف کلان ایدئولوژیک و منافع محلی قبیلهای بود.
با افزایش فشارهای نظامی ارتش و حملات پهپادی امریکا، شکافهای داخلی در بین گروههای طالبان پاکستانی شدت گرفت. در سال ۲۰۰۸، گل بهادر و ملا نذیر، که با القاعده و شبکه حقانی همپیمان بودند ولی به حمله به ارتش پاکستان تمایلی نداشتند، گروه جدیدی بهنام «تحریک مقامی طالبان» ایجاد کردند. اما در فبروری ۲۰۰۹، بیتالله محسود، گل بهادر و ملا نذیر «شورای مجاهدین متحد» را برای تمرکز حملات بر افغانستان و نیروهای امریکایی تشکیل دادند. بااینحال، پس از حملات بیشتر امریکا و پاکستان، بهادر به بیتالله پیوست و در حملات به ارتش پاکستان نقش گرفت. پس از کشتهشدن بیتالله در حملهی پهپادی در ۲۰۰۹، حکیمالله محسود رهبری تحریک طالبان پاکستان را برعهده گرفت و همکاری نزدیکی با القاعده و گروههای ضدشیعه مانند لشکر جهنگوی آغاز کرد که باعث گسترش حملات فرقهای و انتقال خشونت به شهرها شد. از سوی دیگر، با ارائهی پناهگاه و اردوگاه آموزشی به القاعده، تحریک طالبان پاکستان از حمایت مالی و فنی آنها بهرهمند شد و همچنین با شبهنظامیان پنجابی برای انجام عملیاتهای شهری همکاری کرد.
در سال ۲۰۱۳، با کشتهشدن حکیمالله محسود، رهبری تحریک طالبان پاکستان به ملا فضلالله، یکی از رهبران طالبان در منطقهی سوات منتقل شد؛ اما او بهدلیل عدم تعلق به قبیلهی محسود، در میان جنگجویان قبیلهای بهعنوان «خارجی» شناخته شد که این موضوع باعث کاهش مشروعیت و انسجام داخلی تحریک شد. دورهی رهبری او با حملاتی بسیار خونین از جمله به مدرسه نظامی پیشاور در ۲۰۱۴ و دانشگاه باچاخان در ۲۰۱۶ همراه بود. او در سال ۲۰۱۸ در افغانستان کشته شد و مفتی نورولی محسود، از قبیلهی محسود، رهبری را برعهده گرفت. پس از آسیبهای جدی تحریک طالبان پاکستان در عملیات ضربعضب و انتقال نیروهایش به افغانستان، تصور عمومی این بود که این گروه در حال انحلال است. اما در دو تحول جدید: بازگشت رهبری به قبیلهی محسود و انتشار یک «قانون رفتاری» جدید برای نظمدهی به ساختار گروه، احتمال احیای دوبارهی آن را تقویت کرد. تحت رهبری نورولی محسود، تحریک طالبان پاکستان مجددا حملات خود را علیه مقامهای محلی و ارتش پاکستان شدت بخشید، از جمله حمله به سیاستمداران مطرحی چون هارون بیلور و اکرامالله گنداپور در سال ۲۰۱۸، که بیانگر تمرکز جدید گروه بر جنگ چریکی شهری و تضعیف سیاسی درون کشور بود.

جولان تیتیپی بعد از به قدرت رسیدن طالبان
تیتیپی در حدود دودهه فعالیت رسمی با این نام، حملههای زیادی انجام داده است. براساس دادههای پایگاه جهانی تروریسم، این گروه بین سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹ در ۲۶۹ حمله دست داشته است که بیشتر این حملات در مناطق قبایلی تحت ادارهی فدرال در ایالت خیبرپختونخوا صورت گرفته است. بعد از به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان، با درنظرداشت حمایت گستردهی پاکستان از این گروه، پیشبینی میشد که فعالیت تیتیپی دچار ضعف شود. اما مقایسه حملات سالهای اول تأسیس تیتیپی با سالهای بعد از به قدرت رسیدن طالبان افغانستان نشان میدهد که این گروه دامنهی فعالیتاش گسترش داشته است.
براساس گزارشهای مؤسسه مطالعات صلح پاکستان، شمار حملات تروریستی و تلفات ناشی از آنها در پاکستان طی سالهای اخیر روند افزایشی داشته است. این سازمان اعلام کرده که در سال ۲۰۲۲، یک سال بعد از به قدرت رسیدن طالبان، حدود ۲۶۲ حملهی تروریستی صورت گرفته که منجر به کشتهشدن ۴۱۹ نفر شده است. در سال ۲۰۲۳، با افزایش چشمگیر تعداد حملات به ۶۴۵ مورد و شمار کشتهشدگان نیز به ۹۷۶ نفر رسیده است که حاکی از رشد بیش از ۷۰ درصدی در حملات و ۸۱ درصدی در تلفات نسبت به سال قبل بوده است. در عین حال، در سال ۲۰۲۴ تعداد حملات به ۵۲۱ مورد کاهش یافت اما تعداد کشتهها با ۸۵۲ نفر همچنان بالا باقی ماند و نشاندهندهی افزایش ۲۳ درصدی تلفات نسبت به سال قبل بود.
انگشت انتقاد پاکستان بهسوی طالبان افغانستان
اسلامآباد که در دودههی گذشته حامی طالبان افغانستان بود، حالا از گروه طالبان بهعنوان حامی اصلی تیتیپی نام میبرد. مقامهای پاکستان بارها اعلام کردهاند که «گروههای تروریستی» مخالف این کشور، از جمله تحریک طالبان پاکستان، با آسودگی از خاک افغانستان برای اجرای عملیات به داخل پاکستان استفاده میکنند. بنابراين، بعد از به قدرت رسیدن طالبان، چندین بار اقدام به حملات هوایی و توپخانهای در داخل افغانستان کرده است.
در هفتم می ۲۰۲۴ احمدشریف چودری، سخنگوی ارتش پاکستان گفت که «شواهد غیرقابل انکار» دربارهی استفادهی تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) از خاک افغانستان وجود دارد. او افزود که حملات اخیر در پاکستان را میتوان در افغانستان ردیابی کرد. یک ماه قبل از آن، ادارهی مبارزه با تروریسم پاکستان گفت که عامل حمله به شهروندان چین در خیبرپختونخوا این کشور و موتر مورد استفاده در این حمله، از افغانستان آورده شده بود.
اما طالبان ادعای پاکستان را رد میکنند و میگویند که به هیچ گروهی اجازه نمیدهند که از خاک افغانستان علیه کشور دیگری استفاده کند. مقامهای طالبان بارها مقامهای پاکستانی را به ناکامی در تأمین امنیت آن کشور متهم کردهاند و گفتهاند که آنان ناکامی خود را به گردن این گروه میاندازند. وزرات دفاع حکومت طالبان در واکنش به اظهارات سخنگوی ارتش پاکستان در مورد حضور و فعالیت طالبان پاکستانی در خاک افغانستان با رد این ادعا اعلام کرد که داعش از خاک پاکستان وارد افغانستان میشود.
یار قدیمی کمک میکند؟
در ۳۰ جنوری ۲۰۲۳، یکونیم سال بعد از به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان، انفجاری مرگبار در یکی از مساجد متعلق به نیروهای پولیس در شهر پیشاور پاکستان، بیش از ۱۰۰ کشته و زخمی برجای گذاشت. این حمله که در میانهی نماز چاشت و در صفوف پیشین نمازگزاران روی داد، از خونبارترین حملات به عبادتگاههای پاکستان در سالهای اخیر بود. در ساعات ابتدایی پس از حمله، یک فرد منتسب به تحریک طالبان پاکستان بهنام سربهکف مهمند مسئولیت انفجار را برعهده گرفت.
حدود ۱۰ ساعت پس از حمله، محمد خراسانی، سخنگوی رسمی تحریک طالبان پاکستان، ضمن رد هرگونه مسئولیت این گروه در بمبگذاری، اعلام کرد که هدف قرار دادن مساجد، مدارس و مراکز دینی با سیاستهای تحریک طالبان مغایر است. او هشدار داد که عاملان چنین اقداماتی، طبق آییننامهی داخلی گروه، با اقدامات تنبیهی روبهرو خواهند شد. بااینحال، در بیانیهی رسمی هیچ توضیحی دربارهی علت ادعای نخستین مسئولیت توسط یکی از اعضای گروه داده نشد.
این موضعگیری محمد خراسانی پس از آن صورت گرفت که وزارت خارجهی طالبان افغانستان حمله به نمازگزاران را بهشدت محکوم کرد و آن را خلاف اصول اسلامی خواند. بعد از این حمله روابط میان دولت پاکستان و طالبان افغانستان بهشدت وخیم شد. چند ماه بعد، درگیریهای مرزی اتفاق افتاد و بندرهای تجارتی بین افغانستان و پاکستان بسته شد.
دولت پاکستان از آغاز جنگ با تحریک طالبان پاکستان تا کنون، با چندین عملیات نظامی گسترده نتوانسته است این گروه را از پا در آورد. در بهترین حالت این گروه اندکی ضعیف شده است. در همین حال آمار نشان میدهد که بعد از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، فعالیت تحریک طالبان پاکستان افزایش یافته است. دولت پاکستان با استفاده از گروه مورد حمایت قدیمیاش، یعنی گروه طالبان افغانستان، میخواهد دروازهی گفتوگو با تیتیپی را باز کند و فشار را بر این گروه بیشتر کند.
در آخرین تلاشهای پاکستان، در ۲۱ جولای امسال محسن نقوی، وزیر امور داخلهی پاکستان در دیدار با سراجالدین حقانی، سرپرست وزارت داخلهی طالبان، خواستار مبارزهی مشترک با گروههای تروریستی شده است. به گزارش رسانه اکسپرس تریبون پاکستان، دفتر نقوی پس از دیدار او با رهبر شبکه حقانی، نوشت: «سازمانهای تروریستی باعث ناآرامی و بیثباتی میشوند، ما باید مشترکا آنها را متوقف کنیم.» در بیانیهی وزارت داخلهی پاکستان آمده است که دو طرف در مورد روابط دوجانبه، بهویژه با تمرکز بر مبارزه با تروریسم، نفوذ مرزی و تحریک طالبان پاکستان گفتوگو کردند و در مورد فعالیت تیتیپی به توافق رسیدند.
چند روز پس از این گفتوگو، در نخستین دور دیدار جرگهی صلح با اعضای تحریک طالبان پاکستان در دوم آگست امسال که در منطقهی ماموند، ولسوالی باجور برگزار شد، رهبران قبایل محلی خواستار شدند که اگر تحریک طالبان پاکستان قصد جنگ دارد، باید مناطق پرجمعیت را ترک کند و به مناطق کوهستانی عقب بنشیند، یا اینکه به افغانستان بازگردد. اما اینگونه جلسهها و حتا چندین آتشبس بین تحریک طالبان پاکستان و دولت پاکستان در گذشته بارها برقرار شده ولی دوامی نداشته است و بیشتر از سوی تیتیپی نادیده گرفته شده است. همچنان رسانهها گزارش دادهاند که طالبان بعد از دیدار وزیر امور داخلهی پاکستان با سراجالدین حقانی، اعضای تیتیپی را از مناطق مرزی با پاکستان به ولایت غزنی و دیگر ولایتهای مرکزی منتقل کردهاند.
نسل دوم شورش: تیتیپی ۲۰۲۵ چگونه میجنگد؟
در طول دودههی گذشته، تیتیپی تاکتيکهای جنگ نامتقارن خود را تکامل داده است. ابتدا ضربهی عمده اين گروه با بمبهای کنار جادهای، حملات انتحاری و حملات مسلحانه به نيروهای نظامی و مهمات دولت بود. در جریان این سالها، با فشار عمليات قاطع نظامی پاکستان، اين گروه تغييراتی در تاکتيکها انجام داده است. برخی شاخههايش حتا برای مدتی آتشبس با حکومت اعلام کردند تا نفوذ دوباره کسب کنند. بعد از سال ۲۰۲۰ وقتی توافق دوحه بین طالبان افغانستان و امریکا انجام شد و تیتیپی این رویداد را به طالبان افغانستان تبریک گفتند، این گروه باز سامان يافت و حملاتش را هدفمندتر ساخت.
پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، استفاده از فناوریهای جديد تبديل به بخشی از تاکتيکهای تحریک طالبان پاکستان شده است. از اواسط سال ۲۰۲۴ به اينسو، اعضای تیتیپی در تلاش اند تا پهپادها را به ابزار حمله تبديل کنند. منابع امنيتی پاکستان با رسانهها گفتهاند که اين گروه حتا مهندسان و متخصصانی را جذب کرده تا دوربينهای حرارتی و مکانيسم رهاسازی مواد منفجره را روی پهپادها نصب کنند. اگرچه تا پيش از اين ارتش پاکستان با استفاده از پهپادهای پيشرفته عليه شورشیان ضربات سهمگين زده بود، اما اکنون تیتیپی سعی دارد با استفاده از فناوری پهپادی مشابه قدرت خود را افزايش دهد.
بعد از حملات پهپادی اخیر ذوالفقار حمید، از مقامهای امنیتی پاکستان، پرده از ضعف نهادهای امنیتی در برابر تهدید جدید برداشت. او در مصاحبهای با شبکهی خبری «جیونیوز» با صراحت اعلام کرد: «ما تجهیزاتی برای مقابله با پهپادها نداریم. شبهنظامیان بهتر از ما مجهز هستند.» این اعترافات عمق بحران را فاش میکند. آنچه زمانی بهعنوان جنگ داخلی در مناطق قبیلهای آغاز شد، اکنون به عرصهای نابرابر از جنگ فناوری بدل شده است، جایی که نیروی دولتی در مقابل پرندههای مرگبار غالبا نظارهگر است.
در همین حال تیم تحلیل و نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد در تازهترین گزارش خود در اول آگست امسال اعلام کرده است که تحریک طالبان پاکستان در دورهی این گزارش حدود شش هزار جنگجو در اختیار داشته و از طالبان افغانستان حمایت لجستیکی و عملیاتی دریافت کرده است. در گزارش شورای امنیت، به اختلافنظرهایی در میان طالبان دربارهی روابط با تحریک طالبان پاکستان اشاره شده؛ برخی از رهبران این گروه پیشنهاد کردهاند برای بهبود مناسبات منطقهای، از تیتیپی فاصله گرفته شود.
حملات اخیر نشان میدهد تحریک طالبان پاکستان اکنون دیگر آن نیروی پراکندهی قبیلهای با سلاحهای فرسوده نیست. این گروه، با بازسازی ساختاری، تمرکز تاکتیکی، و استفاده از فناوریهای جدید مانند پهپادهای انفجاری، وارد مرحلهای نوین از جنگ نامتقارن شده است. تیتیپی نهتنها بار دیگر در مرزهای شمالغربی پاکستان قد علم کرده، بلکه اینبار از آسمان ضربه میزند. اکنون دولت پاکستان با دشمنی مواجه است که از دل خاک برآمده اما با چشمی در آسمان، آیندهی جنگ را بازتعریف میکند.
یادداشت گزارشگر: برای نوشتن این گزارش و تعامل حکومت پاکستان با تحریک طالبان پاکستان، از این تحلیل فاطمه فرامرز در اطلاعات روز استفاده شده است.
