مقامهای طالبان رویای دستیابی به پهپاد را در سر میپرورانند تا با بهرهگیری از این فناوری توان نظامی و اطلاعاتی خود را گسترش دهند. اشتیاق به داشتن پهپاد نهتنها از سوی مقامهای ارشد این گروه، مانند ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخستوزیر طالبان، و غوثالدین، والی طالبان در فراه مطرح میشود، بلکه نیروهای عادی این گروه نیز این اشتیاق را اینجا و آنجا نشان میدهند. این در حالی است که طالبان پس از رسیدن مجدد به قدرت در آگست ۲۰۲۱، کارزار گستردهای برای سرکوب تحصیل دانش عصری در افغانستان به راه انداختند و تحصیل علوم را، مخصوصا برای زنان و دختران، با موانع بزرگی روبهرو ساختند. حکومت طالبان بسیاری از مضامین علمی پایه را از نصاب تحصیلی افغانستان حذف کردند و بهجای آنها مضامینی چون «ثقافت اسلامی» را گذاشتند. به نظر میرسد که طالبان در پی یافتن راه میانبُری برای حصول تکنولوژیهای نظامی عصری و تولید آن در داخل کشور هستند (بهگونهای که نیازی به علوم پایه و پشتیبان این تکنولوژیها نباشد).
روز شنبه ۱۸ اسد، دفتر والی طالبان در فراه اعلام کرد که چند نمونه ماکت پهپاد ساختهشده توسط یک جوان در دفتر غوثالدین رهبر به نمایش گذاشته شده است. در اطلاعیهی دفتر والی آمده است که این ماکتها را ضیاءالحق فرزند محمدسرور، طراحی کرده و غوثالدین رهبر از خلاقیت و ابتکار او ستایش کرده است.
در این اطلاعیه آمده است که والی طالبان علاوه بر تقدیر، کمک نقدی نیز به این جوان اهدا کرده و به ادارههای تحت امر طالبان دستور داده است تا در زمینهی توسعه و پیشرفت مدلهای پهپاد او همکاری کنند.
با وجود آنکه این دو ماکت هنوز در حد نمونه و طرح اولیه هستند و مسیر طولانی و پیچیدهای تا پرواز عملی پیشرو دارند، طالبان طی چهار سال گذشته از زمان بازگشت به قدرت، حمایت مالی و معنوی خود را از طرحها و ماکتهای نظامی نشان دادهاند. این رویکرد موجب شده تا برخی جوانان و نوجوانان بر این باور باشند که با ساخت طرحها و مدلهای جنگی میتوانند توجه و حمایت مقامهای طالبان را جلب کنند.
بیشتر فرماندهان طالبان، بهجز جنگیدن، انجام عملیاتهای چریکی، انفجاری و انتحاری، مهارت دیگری ندارند و جهانبینی آنان بر محور جنگهای دائمی شکل گرفته است. به همین دلیل، هرگونه ایده یا طرح نظامی -حتا در مراحل اولیه- با استقبال گرم آنان روبهرو میشود.
طالبان در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان و نیروهای غربی، تلفات سنگینی از حملات هوایی و پهپادهای امریکا و ناتو متحمل شدند. همین تجربه، اهمیت داشتن نیروی هوایی و پهپاد، بهویژه از نوع انتحاری آن را، برای این گروه روشن کرده است و اکنون آنان بهدنبال پر کردن این خلاء نظامی هستند.

طالبان: وقت پهپاد و میزایل است
در حالی که بحث دستیابی به پهپاد در میان طالبان و نیروهای این گروه داغ است، آنان با اشتیاق هر خبر مربوط به ساخت مدلهای اولیه و ماکتهای پهپاد توسط هواداران و اعضای شان را دنبال میکنند. پیشتر، ویدیویی از سخنرانی ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخستوزیر طالبان منتشر شده بود که در آن گفته بود: «این زمان تکنولوژی است. پهپادها و میزایلها از یک قاره به قاره دیگر پرتاب میشود.» چنین سخنانی برای نیروها و هواداران طالبان نقش انگیزهدهنده و الهامبخش داشته و آنان را ترغیب کرده است تا حتا در سطح ساخت مدلها و ماکتهای اولیه، پیشقدم شوند.
انستیتوت تعلیمات تخنیکی و مسلکی طالبان در نمایشگاههای خود در کابل چندین بار از افرادی که طرحهای اولیه و ماکتهایی به شکل هواپیمای جنگی، پهپاد، موشکانداز و دیگر تجهیزات نظامی ساخته بودند، تقدیر کرده است. در این نمایشگاهها، مقامهای طالبان از جوانان خواستهاند که این طرحها را گسترش دهند تا توان نظامی حکومت طالبان تقویت شود.
جنگاور بهجای متخصص
طالبان در بخش ترمیم و نگهداری تجهیزات نظامی با کمبود شدید نیروی متخصص روبهرو هستند. در دوران حکومت پیشین افغانستان، بیشتر کارهای مربوط به تعمیر وسایل نظامی توسط متخصصان خارجی یا پیمانکاران افغانستانی انجام میشد. اما با سقوط نظام جمهوری، بخش عمدهی این نیروهای متخصص کشور را ترک کردند. در مقابل، بیشتر اعضای طالبان بیسواد یا کمسواد هستند و همین مسأله باعث شده است که در حوزه نوآوری و تعمیر تجهیزات نظامی با چالش جدی مواجه شوند.
بااینحال، همین نیروهای کمسواد در جریان جنگ با حکومت پیشین تجربهی ساخت ابزارهای انفجاری را با کمترین امکانات بهدست آورده بودند؛ از بمب و جلیقهی انتحاری گرفته تا موتربمب، ماین و سایر تجهیزات مرگبار که تلفات سنگینی به نیروهای نظامی و غیرنظامی وارد کرد.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، شماری از نیروهای انتحاری سابق این گروه به ساختار نظامی طالبان جذب شدند. برخی حتا پس از گذراندن آموزشهای اولیه، بهعنوان نیروهای هوایی و حتا خلبان منصوب گردیدند.
اگرچه طالبان در حال حاضر هیچ پهپاد فعال و عملیاتی در اختیار ندارند، اما همچنان از ساخت پهپادها یا مدلهای اولیه و ماکتها حمایت میکنند و به سازندگان این طرحها کمک نقدی میدهند. طالبان همچنین چند نمونه غیرعملیاتی و آسیبدیده از پهپادهای نظامی را در اختیار دارند. یکی از این پهپادها در زمان حکومت پیشین در ولایت فراه سقوط کرده بود؛ پهپادی که طالبان ادعا کردند از ایران وارد حریم هوایی افغانستان شده بود.
علاوه بر این، طالبان اکنون کنترل پایگاههای هوایی سابق امریکا و ناتو را در دست دارند؛ پایگاههایی که در گذشته از آنها پهپاد به آسمان پرتاب میشد. از اینرو، دور از انتظار نیست که بخشی از فناوریهای مربوط به پرواز پهپاد، هرچند غیرعملیاتی، در اختیار طالبان باشد.
در همین حال، کاهش قیمت ریزپرندهها در سالهای اخیر این امکان را برای طالبان فراهم کرده که در مدلهای اولیه خود از فناوری این تجهیزات کوچک استفاده کنند. نمونه چنین بهرهبرداری را میتوان در حملهی اسرائیل به ایران مشاهده کرد، زمانی که عوامل اسرائیلی از ریزپرندهها برای هدف قراردادن بخشهایی از تأسیسات نظامی ایران استفاده کردند.

ناتوانی فنی و تکنولوژی
حدود دو ماه پیش، روزنامه «دیلیمیل» بریتانیا گزارش داد که طالبان از پایگاههای سابق نیروهای امریکایی و بریتانیایی برای توسعهی پهپادهای انتحاری استفاده میکنند؛ پهپادهایی که بهگفتهی این رسانه، قادر اند اهدافی فراتر از مرزهای افغانستان را مورد حمله قرار دهند. در این گزارش، کمپ فینکس در نزدیکی کابل و همچنین پایگاه نیروهای ویژه بریتانیایی در ولایت لوگر بهعنوان مراکز اصلی ساخت و توسعهی این پهپادها معرفی شده بود. حکومت طالبان تا کنون هیچ واکنشی به این ادعاها نشان نداده است.
طالبان و مقامهای این گروه، دستیابی به پهپاد را صرف برای مأموریتهای شناسایی نمیخواهند، بلکه هدف آنان، تجهیز به پهپادهای انتحاری است تا تجربهی حملات انتحاری خود را از زمین به آسمان منتقل کنند. در دوران حکومت پیشین افغانستان، حملات انفجاری و انتحاری یکی از خطرناکترین ابزارهای طالبان بود. اکنون، هرگونه دسترسی حکومت طالبان به پهپادها و تجهیزات نظامی سنگین، میتواند نگرانیهای جدی نهتنها در داخل افغانستان بلکه در سطح منطقه و فراتر از آن ایجاد کند.

توان فنی و لجستیکی طالبان
طالبان پس از بازگشت به قدرت، بخش قابلتوجهی از تجهیزات و پایگاههای نظامی حکومت پیشین را بهدست آوردند، اما کمبود نیروی متخصص و فقدان زیرساخت فنی مدرن، مانع بزرگی در مسیر توسعهی فناوریهای پیچیدهای مانند پهپادهای انتحاری محسوب میشود. ساخت و بهرهبرداری از پهپاد، نیازمند مجموعهای از توانمندیها شامل طراحی مهندسی، نرمافزارهای کنترل پرواز، سیستمهای مخابراتی امن، و شبکه تأمین قطعات است؛ عناصری که طالبان یا فاقد آنها هستند یا بهصورت پراکنده و غیرسازمانیافته در اختیار دارند.
با این وجود، کنترل پایگاههای نظامی سابق امریکا و ناتو در افغانستان، فرصت بالقوهای برای طالبان فراهم کرده است. این پایگاهها علاوه بر باندهای پرواز و انبارهای تجهیزات، ممکن است بقایای فناوریهای مرتبط با پهپاد را نیز در خود داشته باشند. طالبان همچنین میتوانند از بازار سیاه منطقه و مسیرهای قاچاق، قطعات و فناوریهای مورد نیاز خود را تهیه کنند.
ابعاد روانی و تبلیغاتی
برای طالبان، پهپاد نهتنها یک ابزار نظامی، بلکه نمادی از «قدرت تکنولوژیک» است که میتواند در عرصهی تبلیغات و جنگ روانی نقش کلیدی ایفا کند. نمایش ماکتها و طرحهای اولیه پهپاد در دیدارهای رسمی، انتشار ویدیوهای سخنرانی فرماندهان دربارهی فناوریهای نظامی، و تقدیر از سازندگان این مدلها، بخشی از تلاش طالبان برای القای این پیام است که حکومت طالبان از جنگافزارهای مدرن بهرهمند است و در مسیر پیشرفت نظامی قرار دارد.
چنین نمایشهایی، علاوه بر تحریک «احساس غرور» در میان نیروها و هواداران طالبان، میتواند در جذب نسل جوان نیز مؤثر باشد. بسیاری از نوجوانان و جوانان، تحت تاثیر این فضای تبلیغاتی، ساخت ماکتها و طرحهای جنگی را راهی برای جلب حمایت و نزدیک شدن به مقامهای طالبان میدانند. این امر، به طور غیرمستقیم، فرهنگ نظامیگری را در جامعه گسترش میدهد و جایگزین فرهنگ مهارتآموزی غیرنظامی میشود.
همچنین، طالبان با انتشار چنین تصاویر و خبرهایی، میکوشند به مخالفان داخلی و کشورهای منطقه پیام دهند که در حال توسعهی ظرفیتهای جنگی جدید هستند و تهدیدات بالقوهشان دیگر محدود به عملیاتهای زمینی نیست، بلکه میتواند از آسمان نیز اعمال شود. بهباور کارشناسان نظامی، این تاکتیک روانی، بخشی از راهبرد کلی طالبان برای بازدارندگی و تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت نظامی در منطقه به شمار میرود.