مدتی قبل در خبرها آمد که انستیتوت ثبات استراتژیک در جنوب آسیا از مخالفان طالبان خواسته است تا به پاکستان بروند و در تاریخ ۲۵ و ۲۶ آگست در نشستی شرکت کنند که در آن روی اصول مشترک برای ایجاد یک حکومت منتخب و تامین وحدت و ثبات در افغانستان رایزنی میشود. این نشست به تاخیر افتاد و قرار است در اواخر سپتامبر امسال برگزار شود. آنچه در این میان مهم است این است که اسلامآباد قالبهای آمادهی بسیاری برای بازی کردن با افغانستان دارد. یکی از آن قالبها درانداختن طرح از طریق همین «اندیشکده»های ثباتسنج، استراتژیاندیش و مشورتدهندهای هستند که صورت غیرانتفاعی و هیئت علمی دارند، اما مستقیما با حکومت پاکستان کار میکنند. این بار نیز مقامات پاکستان دخالت خود در این طرح را انکار کردهاند و گفتهاند که اندیشکدهی دعوتکنندهی مذکور همان کار معمول خود را میکند و دعوتش ربطی به حکومت پاکستان ندارد. اما نگاهی گذرا بر کارنامه، منابع مالی و افراد مشغول در این اندیشکده نشان میدهد که این نهاد غیرحکومتی عمیقا حکومتی است و به عنوان یکی از مشاوران مستقیم حکومت پاکستان عمل میکند.
حال، سوال این است که کسانی که از جمع اپوزیسیون طالبان به این نشست میروند (به صورت خاص) و مخالفان سیاسی سابقهدار طالبان در کل (به صورت عام) چرا هیچ وقت نمیتوانند چنین اندیشکدههایی پدید بیاورند تا در مورد طرحهای استراتژیک معنادار بیندیشند و آن طرحها را در اختیار فعالان و کارگزاران اجتماعی مخالف طالبان قرار دهند.
کاملا روشن است که اسلامآباد در تعامل خود با حکومت طالبان به بعضی بُنبستهای سختگذار رسیده و به همین خاطر به مانورهای جدید شروع کرده است. این مانورها لزوما به معنای پشت کردن به طالبان نیست؛ بلکه هدف آن علامت دادن به طالبان است- این علامت که اگر طالبان حمایت خود از گروههای تروریستی پاکستانی را متوقف نکند و به خواستهای پاکستان تن ندهد، حکومت آن کشور گزینههای دیگری نیز در دسترس دارد. به بیانی دیگر، دولت پاکستان گروه طالبان را ایجاد کرده است تا در افغانستان یک نیروی حاکم همسو با خود داشته باشد. اما برای این که این نیروی همسو همیشه مطیع و همراه بماند، تمهیدات دیگری نیز اندیشیده است. پارهای از آن تمهیدات احتیاطی، حفظ ارتباط با مخالفان طالبان است. حالا که تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و دیگر گروههای تروریستی همنوا با آن کارزار خود علیه حکومت پاکستان را شدت بخشیده و به نظر نمیرسد که حکومت طالبان در افغانستان میل زیادی به مهار تیتیپی داشته باشد، حکومت پاکستان به این نتیجه رسیده که این دقیقا همان زمانی است که کارت اپوزیسیون طالبان به کار میآید.
بدیهی است که پاکستان میان دو گزینهی الف) راه تعاملی با طالبان و تیتیپی پیدا کردن و ب) آلترناتیو اپوزیسیون طالبان را حمایت کردن به همان راه الف خواهد رفت. برای پاکستان تقریبا ناممکن است که با حمایت جدی از اپوزیسیون طالبان تمام سرمایهگذاریهای گذشتهی خود بر طالبان و همراهان طالبان را بیثمر رها کند. به همین خاطر، دعوت پاکستان از نیروهای مخالف طالبان برای نشست اسلامآباد کاملا مقطعی و تاکتیکی است و صرفا برای فشار آوردن بر طالبان به کار میرود. اکنون سوال این است که اگر این طور است پس چرا کسانی که به این نشست دعوت میشوند، به این دعوت پاسخ مثبت میدهند؟ آیا امید دارند که واقعا پاکستان دست از حمایت طالبان بردارد و مدل جدیدی از رابطه با افغانستان را (بر محور اپوزیسیون طالبان) در میان آورد؟ آیا فکر میکنند از این نشستها واقعا نتیجهی قابل ملاحظهای در جهت مشارکت اپوزیسیون در مدیریت امور افغانستان به دست خواهد آمد؟
ما پاسخ دقیق این سوالها را نمیدانیم. علتش هم این است که مخالفان طالبان هیچگاه روشن نکردهاند که حرکتهای سیاسیشان باید در چارچوب کدام نگاه کلان معنا شوند. ما از مخالفان طالبان نمیشنویم و نمیخوانیم که چه اتفاقی در پاکستان یا در منطقه یا در جهان افتاده که مانورهای سیاسی حکومت پاکستان را به حال مخالفان طالبان مفید میسازد. این ابهام از این واقعیت بر میخیزد که مخالفان طالبان هیچ شناخت سیاسی معتبری از وضعیت (که مبتنی بر مطالعات میدانی یا دادههای قابل اعتماد باشد) ندارند تا بر اساس آن خود نیز طرحی دراندازند و مبنا و منطق آن طرح را برای شهروندان افغانستان نیز تشریح کنند. به همین خاطر، نفس شرکت کردن یا دعوت شدن در این گونه نشستها را برای خود به عنوان «فرصت» مشارکت در یک روند مهم تفسیر میکنند- بدون آن که حرفی برای گفتن داشته باشند.
اسلامآباد با مخالفان طالبان در حد تعامل با یک ابزار تاکتیکی بازی میکند. اینقدرش تقریبا بدیهی است و فهمیدنش نباید برای هیچکسی که آشنایی اندک با نگاه پاکستانیها به افغانستان داشته باشد، مشکل باشد. وجه دردناک ماجرا در این جاست که در چهار سال گذشته پاکستان هیچ وقت احتیاجی پیدا نکرد که مخالفان طالبان را برای رایزنی به پاکستان دعوت کند و در این مدت خود این اپوزیسیون نیز خود را به جایی دعوت نکردند تا در این مورد بیندیشند که با افغانستان تحت حاکمیت طالبان چه کار باید کرد. حالا که نشست اسلامآباد برگزار میشود، افرادی از این اپوزیسیون به آنجا میروند؛ اما هنوز نمیدانیم که این افراد آیا نمیدانند که اسلامآباد موقتا این بازی را بالا آورده یا میدانند و با وجود دانستن تنها برای این که اثبات کنند که از نظر سیاسی زندهاند در این بازی شرکت میکنند.